2- بحث نظارت خدا و فرشتگان خدا، نگاهي توام با ترس در دل دانش­آموزان نسبت به خداوند ايجاد مي­کند، زيرا توجه به اين که انسان هر لحظه مراقباني دارد که شاهد و ناظر اعمال او هستند و لحظه به لحظه­ي او را ثبت و ضبط مي­کنند، ‌موجب نوعي ترس و دلهره در درون انسان مي­شود. اگر چه اين ترس مطلوب است و موجب پرهيز از گناه مي­شود اما براي اينکه نوع نگاه دانش­آموزان به خداوند، نگاهي صرفا از سر ترس و اضطراب نباشد، بحث حفاظت الهي به دنبال بحث نظارت مطرح شده است. يعني اينکه خدايي که دائم ناظر ماست، حافظ ما نيز هست و براي تک تک ما فرشتگاني گمارده تا ما را از خطرات حفظ کنند.
 اين گونه نيست که خداوند صرفا ناظري باشد که همچون ناظران و مراقبان بشري به دنبال مچ­گيري و ثبت خطاها باشد، بلکه او ناظري رئوف است که نظارت او باعث مراقبت و حفاظت از ما نيز هست. اين مساله باعث مي­شود تا دانش آموز احساس کند که اگر چه هر لحظه ناظر و ناظراني دارد اما همين ناظران، مراقبت از او را نيز بر عهده دارند. توجه به اين دو مساله در کنار هم، حس خوبي را نسبت به خداوند در مخاطب ايجاد مي­کند و احساس ترس او تبديل به احساس امنيت و آرامش مي­شود.
3- در توضيح مطلب قبل و براي جا افتادن بهتر آن در ذهن دانش­آموز مي­توان اينگونه مطلب را بيان کرد:
افراد و مقامات مهم هر کشور، هميشه محافظاني براي حفاظت از جان خود دارند كه در همه جا به همراه آنانند مثل رئيس جمهور يك كشور که محافظان زيادي دارد كه در همه حال وي را همراهي مي­كنند تا او را از خطرات احتمالي نجات دهند.  از سوي ديگراين محافظان به علت همراهي هميشگي با وي هميشه ناظر بر كارهاي او نيز هستند و هيچ كار رئيس جمهور از ديد آنها پنهان نيست.
 حال اگر خدا براي ما انسان­ها محافظاني قرار داده است، اولا نشان از آن دارد كه ما افراد مهمي براي او هستيم و خداوند به تك تك ما انسانها به ديد يك فرد مهم نگاه مي­كند و ثانيا كساني كه هميشه همراه ما هستند قطعا به تك تك اعمال ما نيز آگاه خواهند بود.
پس حال كه ما اين قدر در نزد خدا مهم هستيم، خودمان نيز قدر خود را بدانيم و با كارهاي بي­ارزش و گناه آلود از ارزش خود نكاهيم.
4- در اين درس، علاوه بر توجه به بحث محافظت كه درصدد تبيين رابطه­ي محبت آميز خداوند با بندگانش است، به نشانه­هاي ديگري نيز از توجه و محبت خاص خداوند به انسان­ها، اشاره شده است.
نعمت­هايي همچون توانايي خاص انسان براي رسيدن به رشد اخلاقي كه باعث مي­شود كارهاي خوب و بد را بشناسد و بتواند درون خود را به صفات خوب اخلاقي مزين كند و يا صفت انديشيدن و تفكر كه باعث مي­شود بتوانيم در هر مساله­اي به خوبي تفكر كنيم و براي زندگي خود برنامه و هدف داشته باشيم.
همه­ي اين نعمت­ها نشان مي­دهد كه ما انسا­ن­ها مورد توجه خاص خدا قرار داديم چرا که اين همه نعمت نمي­تواند بدون دليل باشد.
-5 یکی دیگر از مباحث این درس بحث شکرگزاری و خصوصا شکرگزاری عملی است.  هرچند بایدتوجه داشته باشیم که آموزش و بحث پیرامون شکر عملی نباید دانش آموز را نسبت به اهمیت شکر زبانی کم توجه سازد. چرا که معمولاً کسانی که از شکر زبانی غفلت می ورزند، تمایلی به شکرگزاری عملی نیز ندارند. 
6-با تعریفی که از شکر عملی بیان شد، هرگونه استفاده نابجا از سرمایه های مادی و معنوی، برخورد نادرست با آنها و یا بی استفاده و معطل گذاشتن این سرمایه ها مصادیق ناسپاسی خواهد بود و محرومیت تدریجی از همان نعمت و مواهب بعدی را در پی خواهد داشت.
7-در متن کتاب برخی مثال ها ناظر به نعمت های مادی و برخی مثال ها به نعمت های معنوی مربوط است. تبیین این مسأله که نعمت های مادی با شکرگزاری افزایش می یابند، می تواند امری ملموس برای دانش آموزان باشد. اما درک درست دانش آموز از افزایش نعمت های معنوی، نیازمند تبیین درست و متناسب دبیر است تا از آشفتگی ذهنی دانش آموز در این باره جلو گیری شود. مثلاً هنگامی که درباره نعمت «معلم دلسوز »، که شکرگزاری اش احترام به وی و تلاش برای فراگیری از اوست سخن می گوییم، باید دانش آموز را با این نکته راهنمایی کنیم این شکرگزاری سبب می شود تا اولاً خداوند قدرت یادگیری و درک مطالب علمی شاکرین را افزایش دهد و ثانیاً در مراحل و سال های بعد نیز او را از نعمت معلمان دلسوز و دانا بهره مند سازد. 
 
 
درس دوم
1- يكي از اهداف اين درس آشنا نمودن مخاطبان با ناتواني و ضعف انسان از يك سو و قدرت و توانايي خدا از سوي ديگر است. اگر ما خوب به خود و اطراف خود نگاه كنيم مي­بينيم كه در بسياري از نيازهاي خود محتاج ديگرانيم. مثلا وقتي مريض مي­شويم و در بستر بيماري مي­افتيم. خودمان توان مراقبت از خودمان را نداريم، بايد كساني مراقبمان باشند، از سوي ديگر، براي مداوا نيز نياز به پزشك و دارو داريم.
از طرف ديگر همين ديگراني که ما نيازمند آن ها هستيم خودشان نيز نيازمند کسان ديگري هستند.  يعني در نگاه اول شايد فكر كنيم كه ما با كمك ديگران است كه مي­توانيم نيازهاي خود را بر طرف كنيم اما اگر كمي دقيق­تر شويم پي مي‌بريم كه ديگران نيز خود محتاج هستند و نيازمند. مثلا ما فكر مي­کنيم كه اين پزشك و دارو است كه ما را خوب مي­كند اما بايد از خود بپرسيم كه چه كسي درمان اين درد را در دارو قرار داده است؟ و يا چه كسي به پزشك هوش و استعداد داده تا به دنبال علم طب برود و راه درمان بيماري­ها را فرا گيرد؟
و يا ما فكر مي­كنيم كه اين كشاورز است كه نياز ما به بسياري از مواد غذايي را تامين مي­كند. اما با نگاه دقيق­تر پي­ مي­بريم كه اين كس ديگري است كه به اين بذر خاصيت رشد كردن داده تا بزرگ شود و گندم و حبوبات ما را تامين كند.
پس اگر دقيق نگاه كنيم همه­ي ما محتاج و نيازمنديم و تنها يك كس است كه بي­نياز است و نيازهاي همه­ي ما به او مي­رسد.
2- با توجه به اينكه در اين درس براي ياري خواستن تنها به خدا تكيه مي­كنيم ممكن است اين شبهه به وجود آيد كه آيا ما نبايد از ديگران كمك بخواهيم؟
پاسخ آن است كه هدف ما از بيان اينكه تنها بايد از خدا ياري خواست و به او اميد داشت اين است كه متوجه باشيم كه غير خدا نيرو و توان مستقل و جدايي از خدا ندارد و نبايد گمان كنيم كه مثلا يك پزشك بدون خواست و اراده خدا قادر خواهد بود ما را درمان كند و اگر ما به پزشك رو بياوريم ديگر نيازي به خدا نداريم. در نگاه سطحي شايد اين پزشك باشد كه ما را درمان مي­كند اما با نگاه عميق اين خداست كه قدرت شفا را در دارو نهاده و يا به پزشك عقل و هوش داده تا درس بخواند و علم پزشكي ياد بگيرد. در واقع در راس همه­ي اينها خدا قرار دارد و اگر او نخواهد بهترين پزشك­ها و قوي­ترين دارو­ها نيز گاه از درمان يك بيمار عاجزند.
پس منظور ما اين نبوده كه از ديگران ياري نخواهيم بلكه منظور اين است كه آنگاه كه براي رفع نيازهاي خود رو به سوي ديگران مي­آوريم، گمان نكنيم كه ديگران به تنهايي قادر به حل مشكل و نياز ما هستند بلكه اين توانايي را نيز خدا به آنها داده است.
3- خداوند به دليل لطف و رحمت فراگيري كه در حق همه­ي بندگان دارد همه­ي انسان­ها را از بسياري از نعمات خود بهره­مند مي­كند. مثلا خداوند آن قدر مهربان است كه حتي كافران و مشركان را نيز از نعمتهاي خود بهره­مند کرده است و اينگونه نيست كه خدا آنان را در فقر و قحطي قرار دهد، يا از نعمت غذا محروم كند. اما خداوند علاوه بر اين رحمت فراگير، يك رحمت مخصوص و ويژه نيز دارد كه تنها شامل افراد خاصي مي­شود. اين لطف خاص خدا باعث مي­شود تا حمايت و ياري خدا در همه­ي لحظات زندگي شامل حال اين گونه افراد شود تا بتوانند بر بسياري از مشكلات و سختي­هاي زندگي غلبه كنند. اما چه كنيم تا اين لطف خاص خدا شامل ما نيز بشود؟ در اين درس چند مورد از اعمالي كه موجب توجه خاص خدا به بندگان مي­شود بيان گرديده است.
   
درس سوم
1- اين درس نخستين درس در خصوص معاد در دوره­ي راهنمايي است. در تبيين اهميت اين اصل اعتقادي لازم است به دانش­آموزان تفهيم شود كه اعتقاد به معاد موضوعي مشترك در ميان تمام اديان الهي بوده و علاوه بر مسلمانان، پيروان تمام شرايع آسماني ديگر نيز معتقد به زندگي پس از مرگ هستند.
2- علت تاكيد همه­ي اديان بر مساله معاد اين است كه اعتقاد به معاد اصلي ترين انگيزه براي اجراي احكام و دستورات در ميان پيروان اديان مختلف به شمار مي­رود و احكام، معارف و تعاليم مختلف فردي و اجتماعي اديان، بدون در نظر گرفتن اين اصل هيچ ضمانتي براي اجرا ندارند.
اگر واقعا هيچ محاسبه و مجازاتي در ادامه دنيا وجود نداشته باشد و با مرگ پرونده انسان براي هميشه بسته شود، چه انگيزه­اي مي­تواند از زياده خواهي بشر در زندگي فعلي­اش جلوگيري كند؟ چرا يك فرد فقير نبايد دست به دزدي و خيانت بزند و چرا يك فرد ثروتمند بايد به ديگران كمك كند؟ در حقيقت باور به معاد و پاداش و مجازات­هاي آن نقش پليسي را ايفا مي­كند كه همواره همراه انسان است و از درون بر او نظارت دارد.
3- از آن جايي كه رويكرد كتاب ‹‹پيام­هاي آسمان›› بهره گيري از مقبولات و پيش فرض­هاي فطري دانش آموزان است، تلاشي براي اثبات استدلالي عقايد ديني براي دانش­آموزان در سنين حدود 12 سالگي انجام نمي­دهد. زيرا اين كار در اين سن بيش از آنكه فهم ديني آنان را افزايش دهد، انديشه­ي آنان را با شبهاتي درگير مي­سازد كه توانايي درك پاسخ آنها را ندارند. لذا با توجه به اينكه دانش­آموزان در اين سنين اصولا منكر روز قيامت و معاد نيستند، از بيان براهين مختلف كلامي و فلسفي در اثبات معاد خودداري كرده و بيان اين مطالب را به دوران دبيرستان واگذار نموده ايم.
 
  
درس چهارم
1- درس قبل ذهن دانش­آموزان را با اين مساله كه بايد براي سراي ديگر توشه آماده كنند، به خوبي آماده كرد. آنها دانستند كه اگر از حالا به فكر جمع نمودن ره توشه براي سفر آخرت نباشند، يقينا در آن سرا دست خالي خواهند ماند و از اين رو به دنبال يافتن اين پرسش هستند كه براي داشتن سفري آسوده چه بايد بكنند؟
اين درس به دنبال پاسخ به بخشي از اين پرسش است و برخي اعمالي را كه در هنگام مرگ و پس از آن در آسايش و سختي طي نمودن اين مسير موثر است معرفي مي­كند.
2- مواردي كه در اين درس به عنوان اعمال موثر در زندگي پس از مرگ بيان شده­اند، همگي براساس نياز مخاطب گزينش شده­اند.
چرا كه نوجوان امروز ما معمولا رفتار مناسبي با پدر و مادر خويش ندارد و آن گونه كه شايسته­ي آنهاست رفتار نمي­كند. بد خلقي و بد اخلاقي نيز يكي ديگر از ويژگي­هاي اين سن نوجوان است. زيرا با ورود وي به سن بلوغ و تغييرات روحي و شخصيتي دچار بحران­ها و تعارضاتي مي­شود كه به شدت بر اخلاق و منش او تاثير مي­گذارد و همين امر موجب بروز برخي خشونت­ها و بد خلقي­ها از سوي او مي­شود.
بحث كمك به ديگران كه تحت عنوان صدقه ياد شده است نيز، يكي از موارد ضروري است كه بايد در اين سن به مخاطب آموزش داده شود. زيرا اگر نوجوان در اين سن، با فرهنگ رسيدگي به محرومان و نيازمندان آشنا نشود و خود را از حالا به اين مساله عادت ندهد، در سنين بالاتر نيز توجهي به اين مساله نخواهد داشت.
3- همكاران محترم توجه داشته باشند كه اعمالي كه در اين درس به عنوان اعمال موثر در زندگي اخروي ياد شده­اند،؛ گرچه در آخرت به صورت كامل ظهور پيدا مي­كنند و اثرات و بركات فراوان خود را نشان مي­دهند اما در همين زندگي دنيا نيز اثر و بركات فراواني دارند.
مثلا نيكي به پدر و مادر در همين دنيا نيز موجب نزول خير و بركت از سوي خدا مي­شود. در روايت امام صادق (ع) نيز كه در درس آمده به اين نكته اشاره شده است. ايشان نيكي به پدر و مادر را هم موجب آسان شدن مرگ دانسته­اند و هم موجب دور ماندن انسان از فقر و تهي دستي در دنيا.
همچنين خوش اخلاقي نيز هم در اين دنيا موجب راحتي و آسايش است هم در آخرت. در روايات فراواني خوش اخلاقي عامل فزوني رزق و روزي در دنيا معرفي شده است.
صدقه دادن نيز علاوه بر بركاتي كه در آخرت دارد، در دنيا انسان را از بلاهاي گوناگون نجات مي­دهد.
 
 
از اين رو دانش­آموزان بايد بدانند كه حتي اگر خوهان آسايش و رفاه در اين دنيا هم هستند، بايستي به اين صفات نيك اخلاقي تن دهند.
4- نكته مهمي كه از داستان امام سجاد و كمك او به نيازمندان دريافت مي­شود، اين است كه آن چه به صدقه ارزش مي­دهد و بر ثواب و پاداش آن مي­افزايد، مراجعه­ي خود ما به انسان­هاي فقير و رسيدگي به حال آنان است. يعني نبايد منتظر بمانيم تا فرد نيازمند به ما مراجعه كند و درخواست كمك كند بلكه همچون امام سجاد (ع) بايستي خود ما به دنبال فقرا باشيم و هم و غم رفع نيازهاي آنان را داشته باشيم. امام مي­توانست در خانه بنشيند و به فقرا بگويد براي دريافت صدقات به نزد او بيايند اما ايشان خودشان بدون كمك گرفتن از اصحاب و ياران به سراغ فقرا مي­رفتند و پيش از آنكه آنان چيزي درخواست كنند به درخواست آنان پاسخ مي­گفتند. معناي حقيقي صدقه و كمك به نيازمند نيز همين است.
 
 درس پنجم
1- با وجود تاكيدي كه در قرآن و روايات بر ضرورت الگو قرار دادن پيامبر توسط مسلمانان صورت گرفته اما متاسفانه شخصيت، منش و رفتار ايشان در بين ما ناشناخته است. خداوند در قرآن كريم، اميد داشتن به لقاء الله و جاي گرفتن در سراي جاويد بهشت را در سايه­ي الگوگيري و سرمشق قرار دادن پيامبر ممكن مي­داند:
لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنه لمن كان لكم يرجوالله و اليوم
اين امر به خوبي نشان مي­دهد كه رسيدن به سر منزل رضاي الهي و دست يافتن به بهشت جاويدان جز از طريق آشنايي با سيره پيامبر و عمل به آن ممكن نيست.
از اين رو در اين درس بر آن شده­ايم تا بيان گوشه­اي از سيره و منش پيامبر، مخاطبان را به الگو گيري از آن حضرت ترغيب كنيم.
2- در اين درس به بيان سه ويژگي پيامبر (محبت و دلسوزي، عزت نفس و ساده زيستي) پرداخته شده است.
علت آوردن اين سه ويژگي، نياز امروز مخاطبان به بهره­مند بودن از اين سه خصلت نيكوست.
متاسفانه امروز در جامعه­اي زندگي مي­كنيم كه محبت به ديگران و گذشتن از خطاهاي آنان رو به كاستي است، در جامعه­اي زندگي مي­كنيم كه عزت نفس افراد پايين آمده به گونه­اي كه حاضر مي­شوند به خاطر كمترين چيزها شان و مقام خود را كوچك كنند و به هر كس و ناكسي رو بياندازند و در جامعه­اي زندگي مي­كنيم كه تجمل گرايي و به تكلف انداختن خود در زندگي اصل شده است و ساده زيستن و ساده زندگي كردن رو به فراموشي است.
از اين رو اين درس هم به دنبال ترسيم گوشه­اي از ويژگي­هاي پيامبر است و هم با مطرح ساختن بحث الگو گيري از ايشان، به دنبال زدودن برخي از آفت­ها و آسيب­ها از زندگي جامعه­ي امروزي است.
3- همكاران محترم بايستي به اين مساله توجه داشته داشته باشند كه يكي ازاهداف درس اين است كه دانش­آموزان رفتار پيامبر را در زندگي امروزي خود پياده كنند و سعي كنند به دنبال اجرايي کردن نمونه­هايي از اين رفتارها در زندگي روزانه­ي خود باشند. با اين نگاه تك تك رفتارهاي پيامبر قابل اجرا در زندگي ما نيز خواهد بود. به عنوان مثال در بحث بزرگواري و محبت مي­توان با بهره­گيري از روش پيامبر حالات و صحنه­هايي را که مخاطبان در اين سن بيشتر با آن مواجه هستند، براي آنان ترسيم كرد و رفتار صحيح در آن حالت را به دانش آموزان ياد داد.
و يا با توجه به فرموده­ي پيامبر كه حتي از ديگران نخواهيد كه چيز سبكي مثل مسواك را براي شما بياورند، به نمونه­هايي در زندگي نوجوانان اشاره كنيم و رفتارهاي درست و غلط را نشان دهيم؛ مثلا وقتي كه تشنه مي­شويم آيا درست است كه از مادر خود بخواهيم به ما آب دهد؟
و يا با توجه به عادت بد نوجوانان در نخوردن برخي غذاها و دوست داشتن و نداشتن انواع غذاها، اشاره به معيار پيامبر در خوردن غذا بسيار پند آموز است.
از اين قبيل نمونه­ها در اين درس بسيار است.
 
  درس ششم
1- امروزه به دليل حاكم شدن تفكر غرب بر جامعه، عده­اي گمان مي­كنند كه براي سعادتمند شدن و رسيدن به خوشبختي نيازي به دين نيست. اين عده، غرب و جوامع غربي را مثال مي­زنند كه بدون عمل به دين رفاه و آسايش را براي جامعه­ي خود به ارمغان آورده­اند.
اين درس با ايجاد ترديد در اين ايده، بخش كوچكي از حقايق پنهان جوامع غربي را نشان مي­دهد و پرده از اين ظاهر فريبنده برمي­دارد.
درست است كه غرب در تامين ابزار و وسايل صنعتي، شهر سازي، ماشين سازي و ...  پيشرفت چشمگيري داشته است اما آيا توانسته است جامعه­اي سالم و امن و آسايش روحي – رواني را براي مردم خود فراهم كند.
اين درس با هدف آشنا نمودن چهره­ي پنهان غرب، سعي نموده تا اين توهم را كه انسان بدون دين مي­تواند به آرامش برسد، برهم زند و نشان دهد كه هر جامعه­اي آن­گاه روي آرامش را خواهد ديد كه به دين روي آورد. البته اين مطلب نيز جاي گفتن دارد كه غرب نيز اگر در عرصه­اي پيشرفت كرده در اثر عمل به همان دستوراتي است كه دين بارها به آن تاكيد كرده است؛ نظم، تلاش، كار و ... نمونه­اي از اين دستورات است.
2- ممكن است اين سوال براي مخاطبان پيش آيد كه اگر دين مي­تواند اين همه آثار مثبت و سازنده داشته باشد، پس چرا كشورهاي مسلمان با اين همه مشكل دست و پنجه نرم مي­كنند.
در جواب بايد گفت كه دليل اصلي اين است كه ما در زبان ادعاي دين داريم اما در عمل اينگونه نيستيم.
آنچه باعث اصلاح وضعيت انسان مي­شود ‹‹عمل به دين›› است و نه تظاهر به دين داري.
اين دقيقا مانند عمل كردن به نسخه يك پزشك است. اگر شخص بيمار به متخصص ترين پزشكان نيز مراجعه كند اما داروها و سفارش­هاي پزشك را به كار نبندد، هيچ سودي از آن پزشك نمي­برد. ما نيز همانند همان بيماريم كه تنها قرآن را در دست گرفته­ايم اما به آن عمل نمي­كنيم.
در طول تاريخ هرگاه به دين عمل شده شاهد پيشرفت مسلمانان بوده­ايم. آثار دوران شكوفايي تمدن اسلامي كه تا چند قرن گذشته باقي بود، نشان دهنده­ي گوشه­اي از آثار عمل به دين است.
 
 درس هشتم
1- اين درس با هدف آشنا شدن مخاطبان و به ويژه دانش­آموزان دختر با شخصيت حضرت زهرا (س) نوشته شده است و نمونه­ها و مصاديقي از زندگي آن حضرت انتخاب شده­اند، كه بتواند به نوجوان امروزي در سر مشق قرار دادن آن حضرت كمك كند. زيرا يكي از مشكلاتي كه دختران و زنان جامعه­ي امروز ما با آن مواجه هستند، بحران هويت است. آنها نمي­دانند كه يك زن مسلمان بايد چگونه زندگي کند. متاسفانه از سوي متوليان عرصه‌ي فرهنگي کشور نيز چهره‌ي کامل و درستي از يک زن مسلمان واقعي ارائه نشده است و همين باعث شده كه برخي رو به سوي الگوهاي غربي بياورند و خود را با الگوهاي زن غرب وفق دهند.
از اين رو، ترسيم دقيق و به روز از زندگاني حضرت زهرا به جاي كلي گويي و مبهم گويي درباره­ي آن حضرت، مي­تواند چهره­ي واقعي يك زن مسلمان را براي دختران و زنان امروز به نمايش گذارد و آنها را در يافتن حقيقت گمشده­ي خويش ياري دهد.
بنابراين تمام مصاديق و مواردي كه در اين درس از شخصيت آن حضرت ارائه شده با توجه به نيازهاي مخاطبان امروز بوده است.
2- در وروديه­ي درس، با بيان اين نكته كه خداوند به بهترين بنده­اش، پيامبر، بهترين هديه يعني يك دختر داد، سعي در نشان دادن عظمت و مقام واقعي زن داشته­ايم. زيرا برخي گمان مي­كنند كه دين اسلام ارزش چنداني براي زن قائل نيست، اما خوب است بدانند كه در دوراني كه مردم داشتن فرزند دختر را ننگ مي­دانستند، خدا به پيامبرش فرزند دختر داد تا نشان دهد كه دختر نه تنها ننگ نيست بلكه هديه­ي خداست. پيامبر نيز بارها و بارها به دخترش افتخار مي­كرد و داشتن فرزند دختر را بركت زندگي مي­دانست.
3- برخي نوجوانان كه در شرايط سخت زندگي بزرگ مي­شوند، زود خود را مي­بازند، افسرده مي­شوند و از دنيا نا­اميد مي­شوند. اينان گمان مي­كنند كه فقر و سختي، نشان از بدبختي و بيچارگي است، از اين رو به خدا بدبين مي­شوند و زندگي خود را سراسر سياه و تار مي­بينند.
در وروديه­ي درس با اشاره به بخش كوتاهي از سختي­هايي كه حضرت فاطمه در دوران كودكي و نوجواني خويش كشيدند و نيز بيان ايستادگي ايشان در برابر مشكلات، سعي شده تا اين ذهنيت غلط كه رنج و سختي را دليل سرنوشت شوم مي­داند، رد کند و نشان دهد که در حقيقت اين سختي­ها و گرفتاري­ها حتي براي اوليا و بزرگان دين نيز بوده و اگر انسان بخواهد مي­تواند از اين سختي­ها به عنوان پلي براي رسيدن به سعادت استفاده کند.
4- خيلي از دخترها مي­خواهند تا بهترين باشند. از اين رو دائما به دنبال بهترين­ها هستند. هرچند گاه به اشتباه کساني چون بازيگران و هنر پيشگان را به عنوان الگوهاي خود انتخاب مي­کنند و سعي مي­کنند در پوشش و رفتار و گفتار خود را شبيه آنان کنند.
اما اين تذکر به آنان بد نيست که پيامبر (ص) برترين و بهترين بانوي جهان را از اول خلقت تا پايان آن، حضرت فاطمه (س) معرفي کرده است؛ پس هر کس مي­خواهد برترين و بهترين­ها باشد، بايستي اخلاق و رفتار خود را به آن حضرت نزديک و نزديک­تر کند.
5- برخي گمان مي­کنند که اگر بخواهند نمونه کامل يک دختر دين­دار باشند بايستي خود را در حصار خانه محدود کنند و کاملا از صحنه اجتماع به دور باشند.
در اين درس اين تفکر اشتباه و مردود شمرده شده و نشان داده مي­شود که حضرت زهرا (س) اگر چه از مواجهه بي­دليل با نامحرمان پرهيز داشتند اما به وقت نياز با حفظ حيا و عفت به ميان مردم مي­آمدند و زن و مرد آنان را ارشاد مي­کردند. در برخي جنگ­ها به عنوان پرستار در پشت جبهه ياري رسان مجروحان بودند، به عنوان يک معلم به آموزش معارف دين به زنان مي­پرداختند و خلاصه آنکه هرجا احساس وظيفه مي­کردند از حضور در اجتماع غافل نمي­شدند.
6- توجه دادن دانش­آموزان به اين مطلب که ارزش واقعي انسان به لباس و مد و آرايش نيست، هدف بيان مطالبي در خصوص ساده زيستي حضرت زهرا (س) بوده است. ايشان با آنکه از نظر مقام، بالاترين مقام را داشتند، اما نه در پوشش خود و نه در زندگي، به دنبال تجمع و مادي گرايي نبودند زيرا اساسا ارزش انسان را به پول و لباس نمي­دانستند.
از نظر ايشان شخصيت افراد به ميزان ايمان و معرفت آنان بود، براي همين برخلاف برخي دختران امروزي، مال را ملاک انتخاب همسر قرار ندهند و دل به ايمان حضرت علي (ع) بستند.
7- اجاره نشيني حضرت زهرا (س) و همسرش از مسلمات تاريخي است. آنان تا قبل از آنکه بتوانند خانه­اي در جوار خانه­ي حضرت رسول (ص) بسازند تا مدت‌ها در خانه­اي اجاره­اي زندگي مي­کردند تا نشان دهند که نه سختي زندگي بايد انسان را از پاي درآورد ونه مال و پول ملاک برتري است، که اگر اينگونه بود خدا قطعا به بهترين بندگانش؛ بيشترين پول و ثروت را مي­داد.
8- برخي دختران امروزين، کار در خانه و خانه­داري را کسرشأن خود مي­دانند در حالي که سرور زنان عالم با افتخار در خانه کار مي­کرد و با وجود سختي کار و فرزند داري، مايه آرامش خانواده خويش نيز بود.
او برخلاف زندگي­هاي امروزي، توقع چنداني از همسرش نداشت و حتي خواسته­هاي خود را به همسرش نمي­گفت زيرا مي­دانست علي (ع) مال چنداني ندارد تا در راه او خرج کند و از اين رو نمي­خواست تا آن حضرت در پيش او شرمنده گردد.
9- حضرت زهرا (س) القاب زيبا و پرمعنايي داشتند که در اين درس به برخي از آنها اشاره شده است.
هدف از اين کار آشنايي دانش­آموزان با اين اسامي زيباست تا جايگزين برخي اسامي غربي و يا خود ساخته­اي شود که اخيرا بر روي فرزندان گذاشته مي­شود.
  
درس نهم
1- در کشور ما مراسم مخصوصي براي رسيدن دختران به سن تکليف در مدارس گرفته مي­شود. اما متاسفانه چنين مراسمي در خصوص پسران وجود ندارد و در خانواده­ها نيز از اين واقعه به عنوان يک واقعه مهم در زندگي نوجوان، ‌تجليلي صورت نمي­گيرد.
در وروديه­ي اين درس به منظور فرهنگ سازي اين مسأله در خانواده­ها داستاني آورده شده است که برپايي يک جشن ساده به منظور تبريک ورود نوجوان خانواده به سن تکليف را نشان مي­دهد.
2- به دانش­آموزان بايد تفهيم شود که با ورود به سن بلوغ، خداوند حساب ويژه­اي بر روي آنها باز مي­کند و از آنها توقعات و انتظارات خاصي دارد. از اين رو بايستي نسبت به انجام دستورات خدا، جديت بيشتري به خرج دهند. اين تکاليف شايد در ابتدا سخت باشد اما توجه به چند نکته مي­تواند از سختي آنها بکاهد.
الف) اگرچه خواندن نماز و گرفتن روزه و ساير تکاليف با رسيدن به بلوغ بر ما واجب مي­شود اما در دين ما بسيار توصيه شده که نوجوان از سال­هاي قبل از بلوغ، در حد توان اين اعمال را انجام دهد تا به آنها عادت کند. از اين رو کسي که قبل از سن تکليف نماز مي­خواند و روزه­هاي خود را نيز در حد توان مي­گيرد، قطعا آمادگي بيشتري را براي ورود به سن تکليف دارد و عمل به احکام دين سختي و صعوبتي براي او نخواهد داشت.
ب) اگر نوجوان بداند که تمامي احکام به نفع خود او واجب شده و سود و نفع او را در بردارد، يقينا نوع نگاهش به اين تکاليف عوض مي­شود. اين احکام تضميين کننده­ي سعادت دنيوي و اخروي بشر است و اگرچه در ابتدا کمي مشکل است اما انسان را از سختي و مشکلات بسياري که در صورت پايبند نبودن به اين احکام، پيش مي­آيد حفظ مي­کند.
ج) مثال مربي و ورزشکار، مثال خوبي براي تبيين حقيقت اين تکاليف است. ورزشکار اگر چه با عمل به دستورات مربي ­سختي مي­کشد اما در حقيقت همين دستورات است که موجب رشد و بالندگي او مي­شود و از او انساني سالم، ورزيده و قهرمان مي­سازد.
3- برخي به اشتباه گمان مي­کنند که رسيدن به سن 15 سالگي قمري، نشانه­ي رسيدن به سن تکليف است و تا به اين سن نرسيده­اند بالغ نشده­اند.
در اين درس به خوبي به اين نکته اشاره شده که بلوغ سه نشانه دارد که اگر يکي از آنها تحقق يابد انسان بالغ شده و به سن تکليف مي­رسد. يعني اگر پسري حتي در سن 12 سالگي، محتلم شود، در اين سن به بلوغ رسيده و نياز نيست تا 15 سالگي صبر کند.
4- با رسيدن به سن بلوغ تغييراتي در ساختار فيزيکي و رواني نوجوان پديد مي­آيد که نا­آگاهي از آن گاه موجب ترس و اضطراب آنان مي­شود. پس شايسته است دبيران محترم به نوجوانان بگويند که بروز برخي تنش­ها، زود رنج شدن و عصبي شدن، بي­حوصلگي، کم خوابي يا پر خوابي، کم خوري يا پرخوري و نيز برخي تغييرات ظاهري در اندام بدن، همگي از نتايج رسيدن به سن بلوغ است و اين امور، پديده­هايي گذرا هستند که نبايد باعث نگراني شوند. اين پديده­ها به مرور و با پشت سرگذاشتن اين دوران کم­کم به حالت تعادل مي­رسند.
5- علاوه بر تغييرات ظاهري در سن بلوغ، تغييراتي در شخصيت نوجوان نيز رخ مي­دهد. تغييراتي که اگر به درستي با آنها برخورد نشود، مي­تواند باعث برخي آسيب­ها گردد.
مثلا نوجوان حس استقلال طلبي مي­يابد. در اين حال اگر نوجوان بخواهد از خانه و خانواده­ي خود به طور کامل دور شود و به دامان دوستان خود پناه آورد، دچار ناهنجاري­هاي بسياري خواهد شد. پس شايسته است دبيران، نوجوانان را نسبت به افراط و تفريط­هاي رايج در اين سن آگاه کرده و خطرات آن را نيز بيان کنند.
يک نمونه بارز اين ناهنجاري­ها، افراط در نشان دادن استقلال است. مثلا برخي نوجوانان، رو به سيگار و يا کارهايي مي­آورند که گمان مي‌کنند نشانه‌ي بزرگ شدن يا مرد شدن آنهاست. بايد به آنان گفت که کشيدن سيگار و قليان و ... نه دليل مردانگي است و نه راهي درست براي نشان دادن آن.
 
  درس دهم
1- يکي از باورهاي غلط رايج در ميان ما، نوع نگاه غلط به بايدها و نبايدهاي ديني است. يعني گمان مي­کنيم که آنچه خدا حرام کرده است، ذاتا ضرري براي بشر ندارد و حتي مطابق اميال او نيز هست اما خدا براي امتحان بندگانش و يا سخت گيري بر آنان، آن را حرام کرده است و يا آنچه واجب شده است، نفعي براي ما ندارد اما چون خدا واجب کرده بايد انجام دهيم.
به بيان ديگر واجبات و محرمات ريشه در واقعيت خارجي ندارند بلکه چون خدا به آنها دستور داده است بايد انجامش دهيم و چون نهي کرده بايد دوري کنيم هرچند ممکن است خير و صلاح ما چيز ديگري باشد.
البته اين عقيده را کمتر کسي به صراحت به زبان مي­آورد اما معمولا با پرسش­هايي همچون چرا دوستي با جنس مخالف با آنکه خيلي هم شيرين و لذت بخش است حرام شده است؟ و يا چرا خوردن مشروب حرام شده است؟ چرا زن و مرد بايد لذت­هاي جنسي خود را محدود کنند و .... خود را نشان مي­دهد.
اين پرسش­ها نشان مي­دهد که فرد سوال کننده در انجام اين امور نفع و خوبي مي­بيند و از اين رو منع آن را زير سوال مي­برد. قطعا اگر اين افراد انجام اين امور را براي خود مضر مي­دانستند، چنين سوالاتي نمي­کردند. بر همين اساس در اين درس با توجه به همين مساله، پاسخ اين شبهه بيان شده است.
توضيح آنکه تمام حرام و حلال­هاي الهي به خير و صلاح انسان برمي­گردد. يعني چون سازنده و خالق ما بهتر از هر کس ديگري خير و نفع ما را مي­خواهد، پس بهتر مي­تواند بد و خوب ما را به ما معرفي کند و بگويد چه کنيم يا نکنيم. حديث امام رضا هم که در درس آمده تاکيدي بر همين مطلب است که اگر چيزي حرام شده فقط و فقط به علت آن بوده که موجب ضرر (چه مادي و چه معنوي) براي بشر بوده است و اگر حلال شده چون به نفع بشر بوده است.
پس آنکه تن به حرام مي­دهد، قطعا به ضرر خود کار کرده است.
2- پس از آنکه دانش­آموز دانست که تمام حلال و حرام­هاي الهي به نفع خود اوست، و در صورت عمل به اين احکام در حقيقت، سلامتي و مصلحت خود را تامين کرده است، نوبت به بيان برخي از احکام مي­رسد.
در اين قسمت سه مورد از نجاسات که در اسلام دستور به پرهيز از آنها داده شده است بيان مي­شود و انتظار مي­رود با توجه به توضيحاتي که در قبل آمد، دانش­آموز به راحتي اين احکام را که متضمن سلامتي اوست بپذيرد.
3- در اين درس به سه نجاست عمده­اي که بيشتر با آن مواجهيم  پرداخته شده است. اولين مورد خون است که معمولا دانش‌آموزان در اين سن به علت جنب و جوش و جراحت­هاي ناشي از آن، سر و کار زيادي با آن دارند. متاسفانه خيلي از بچه­ها گمان مي­کنند که اگر قسمتي از بدن آنها خوني شد، اين نجاست با پاک کردن با دستمال و يا خشک شدن و ريختن خون پاک مي­شود در حالي که خون تنها با آب پاک مي­شود.
نجاست بعدي ادرار و مدفوع است. برخي دانش­آموزان توجه چنداني به طهارت بعد از رفتن به دستشويي ندارند. گاهي ايستاده ادرار مي­کنند و يا بدون شستن موضع نجاست، لباس خود را مي­پوشند. از اين رو بايد آلودگي و ناپاکي اين روش را به آنان آموخت و آنها را نسبت به اهميت طهارت آگاه نمود.
سگ سومين نجاست مطرح شده در درس است. تاثير پذيري از فرهنگ غرب باعث شده تا نگهداري از سگ در برخي خانواده­ها رايج شود. از اين رو در اين درس قبح اين مساله بيان گرديده است. پيامبر وجود سگ در خانه را عامل دوري فرشتگان از آن خانه دانسته­اند. شايد اين پرسش مطرح شود که مگر نيامدن فرشتگان به يک خانه چه مشکلي پيش مي­آورد؟
در جواب بايد گفت که در متون ديني فرشتگان عامل نزول برکت و رحمت الهي هستند، آنان حافظان انسان از بسياري از خطرات و بلاها هستند، حال اگر فرشتگان وارد خانه­اي نشوند يعني رحمت و برکت از آن خانه مي­رود و بلاها و گرفتاري­ها بر آن خانه وارد مي­شود
 
درس یازدهم
1- مهمترین نکاتی که تبیین و تشریح آنها در این درس ضروری است به ترتیب اولویت عبارتند از:
اول: اهمیت اصل اقامه نماز
این مسأله چنان اهمیتی دارد که اصلی ترین آسیب در تربیت دینی جوانان و نوجوانان امروز را باید ترک نماز دانست. از منابع مختلف روایی به دست می آید که زیربنای عبودیت - پس از اقرار و اعتقاد به توحید- مسأله نماز است و قوت و ضعف اکتسابی ایمان تابع خواندن یا ترک نماز است.
هرچند که ضرورت «اصل خواندن نماز» هدف مقدمی درس به شمار رفته و فرض بر این است که دانش آموزان، آموزش های لازم دانشی و عاطفی را در این باره در دوره دبستان دیده اند، اما آموزش های دوره دبستان – به دلیل شرایط روحی حساس دانش آموز و محدودیت واژگان و کلمات مورد تفاهم این دوره- تنها به توصیفاتی ساده و بسیط درباره اهمیت اصل نماز بسنده کرده اند که لازم است در دوره راهنمایی این آموزش ها با بیانی جدی تر و عمیق تر مورد تاکید صریح قرار گیرند.
نکته: یکی از اشتباهاتی که بسیاری از دانش آموزان (و حتی اولیاء آنها) در فهم موضوع نماز مرتکب می شوند، این است که ترک نماز را مصداق و نمونه استخفاف و تهاون بالصلاه ( سبک شمردن نماز) می دانند. این در حالی است که طبق احادیث معصومین، مسأله استخفاف نماز راجع به تاخیر در وقت خواندن نماز ( بدون عذری روشن) و بی توجهی به آداب آن است، نه اصل نماز! و احادیثی که از نماز به عنوان مرز میان ایمان و کفر یاد کرده اند نیز مؤید همین نکته اند. 
دوم: پرهیز از سبک شمردن نماز
گام بعدی برای دستیابی به اهداف درس، تبیین مفهوم و مصادیق تهاون و سبک شمردن نماز است.
احادیثی که به بیان فضیلت و ثواب آداب نماز ( مانند نماز اول وقت، نماز در مسجد، نماز با حضور قلب و ...) می پردازند و هم چنین احادیثی که به سهل انگاران در نماز وعده مجازات می دهند، قابل طرح در این بخش هستند.
از مشهورترین احادیث انذاری در این بخش می توان به ماجرای آخرین وصیت امام صادق علیه السلام پیش از رحلتشان اشاره کرد که فرمودند: « یقیناً شفاعت ما به کسانی که نماز را سبک می شمارند نخواهد رسید.» [1]
 
2- نکته دیگری که لازم است دانش آموزان در این درس فراگیرند این است که اولاً نماز عبادتی مشترک در میان ادیان بوده و مومنان در تمام ادیان ابراهیمی این رکن دینی را به جای می آورده اند. البته از روایات معصومین علیهم السلام به دست می آید که کیفیت و تعداد نمازهایی که به مسلمانان واجب است با نمازهای ادیان دیگر متفاوت و سبک تر از آنهاست.
دومین نکته قابل توجه تبیین این واقعیت است که استواری دین هر شخص وابسته به نماز اوست و دین داری بدون نماز عملاً امکان پذیر نخواهد بود.
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با اشاره به جایگاه بی بدیل نماز، ترک عمدی نماز را مساوی با از دست دادن ایمان دانسته و می فرمایند: من ترک الصلاه متعمداً فقد کفر
3- داستان ورودیه درس دارای نکات و پیام های مهمی است.  چرا که هرچند در توصیف شرایط امام و یارانشان در روز عاشورا دشواری های بسیاری وجود داشته است که می توانستند در متن مورد اشاره قرار گیرند، اما صحنه های گزینش شده در ورودیه درس، ناظر به مواردی است که معمولاً به عنوان علت کم توجهی به نماز، مستمسک نوجوانان ( و البته بزرگسالان) قرار می گیرند.
یک بار دیگر شرایط امام و اصحابشان را در داستان مرور کنیم:
-        هوا بسیار گرم است.
-        همگی از بی آبی و تشنگی در فشار هستند. ( و البته طبق نقل های تاریخی از صبح غذایی نیز نخورده اند)
-        سر وصدای زیاد ( صدای طبل ها، شیپورها و هلهله ها) آنان را می آزارد.   
-        در حال جنگ هستند و بسیار خسته اند.
-        در شرایط روحی دشواری قرار دارند. ( نزدیکان و دوستانشان در برابر چشم هایشان به شهادت رسیده اند)
-        دشمنان آنها را مسخره می کنند و به نمازشان می خندند.
-        حتی در هنگام نماز نیز از خطر دشمن در امان نیستند و دشمن آنها را تیرباران می کند. 
شرایطی مشابه همین موارد معمولاً دستاویز به تأخیر انداختن نماز از وقت اصلی خود هستند. به همین دلیل لازم است که این نکات در فرآیند تدریس مورد تأکید قرار گیرند.
4- مسأله دیگری که باید در طرح ورودیه درس مورد توجه قرار گیرد، اهتمام امام حسین علیه السلام و اصحابشان به آداب نماز - آن هم در شرایط دشوار و غیر قابل تحمل روز عاشورا- است. آنها در میان بارش تیر و سنگ در همان اول وقت نمازشان را می خوانند، به علاوه برای نمازشان اذان می گویند و از همه مهم تر این که با جماعت نماز می خوانند.
          بی تردید رعایت این نکات در صحنه جنگ، نشانگر اهمیت بالای آداب نماز در پیشگاه خداوند بزرگ است.
5- هم چنین برای درک بهتر دانش آموز نسبت به اهمیت صحبت با خدا لاز است نسبت مقداری و فیزیکی انسان به جهان آفرینش به خوبی نمایانده شود تا دانش آموز به ارزش و اهمیت توجه خداوند به خود پی ببرد. به همین منظور مناسب است دبیران محترم به اندازه های اجرام عظیم آسمانی، تعداد ستارگان و کهکشان ها و ابعاد جهان آفرینش – که در کتاب های علمی به تفصیل درباره آنها بحث شده است- اشاره کرده و سپس با مقایسه ابعاد ناچیز ظاهری یک انسان و این پدیده ها به این نکته بپردازند که خداوند آسمان ها و زمین به انسان بیش از این پدیده ها توجه داشته و فرشتگان از میان این همه موجودات « تو » را برای دیدار با خدا در وقت نماز دعوت می کنند. با این توصیف نماز اول وقت برای انسان یک فرصت است نه یک تکلیف. 
6-طرح مسائل احکامی در کتاب پیام های آسمان از شیوه بیان رساله ای احکام خارج شده و قالب داستانی به خود گرفته است تا درس بتواند با بهره گیری از هم ذات پنداری مخاطب در داستان ها ارتباط آموزشی مطلوب تری با دانش آموز ایجاد کند.
با توجه به اهداف مندرج در راهنمای برنامه درسی دوره راهنمایی، درس حاضر تنها باید واجبات و ارکان نماز را به دانش آموز بیاموزد و آموزش مستحبات نماز به دروس دیگر واگذار شده است. تنها مورد استحبابی که در این درس گنجانده شده است، خواندن قنوت است که از مستحبات مؤکد نماز به شمار رفته و به علاوه در کتاب های درسی پیام های آسمان جای دیگری برای آموزش آن در نظر گرفته نشده است.
7- رویکرد راهنمای برنامه درسی دوره راهنمایی در آموزش احکام نماز، مهارت افزایی دانش آموز از طریق تکرار و تمرین مسائل مورد ابتلای اوست. بنابراین لازم است طریقه خواندن نماز به صورت صحیح در کلاس به نمایش گذارده شده و یکایک اجزای نماز توسط دانش آموزان اجرا شود
  درس دوازدهم
1- نماز جماعت آن اندازه اهميت دارد که پيامبر حتي افراد نابينا را نيز از حضور در جماعت معاف نمي­کردند، بلکه زمينه حضور آنها را نيز فراهم مي­نمود.
وقتي که کور بودن را نمي­توان براي عدم حضور در جماعت بهانه کرد؛ يقينا دلايلي همچون خستگي، ‌بي­حالي و ... نمي­تواند دليل قابل قبولي براي ترک جماعت باشد.
تذکر مهم: البته بايد اين مطلب را به دانش­آموزان تفهيم کرد که علت اصرار پيامبر به حضور نابينايي در نماز جماعت، نشانگر سخت­گيري آن حضرت نيست، بلکه آن­قدر نماز جماعت پاداش و ثواب داشته که پيامبر دوست نداشته است حتي فرد نابينا نيز از اين همه برکت و پاداش محروم شود.
2- بیان این مطلب در  خصوص نماز جماعت به دانش آموزان مفید خواهد بود که اهمیت این نماز آن اندازه است که  پیامبر و یارانشان از نخستین روزهای بعثت با وجود آن که به دلیل تعداد کم و نیز اذیت و آزار مشرکان به شدت تحت فشار بوده و ناچار بودند که پنهانی مراسم دینی خود را انجام دهند  اما نماز را به جماعت اقامه می کردند.به همین منظور به کوه ها و دره های اطراف می رفتند و دور از چشم کفار نماز را به جماعت می خواندند.
مسلمانان حتی در میدان جنگ نیز برای اقامه نماز جماعت دو دسته می شدند؛ گروهی می جنگیدند و گروه دیگر نماز را به جماعت می خواندند و به این ترتیب هر دو دسته به فیض جماعت می رسیدند.
3- دانش­آموزان در اين سن بايد با غسل آشنا شوند. دختران به دليل نياز به غسل­هاي خاص زنان و پسران به دليل احتمال بالغ شدن و بروز حالت احتلام.
اما از آن جايي که اين کتاب مشترک بين دختران و پسران است و از اين رو نمي­توان وارد مباحث مربوط به غسل­هاي خاص هر گروه شد، ناچارا از طريق بيان غسل جمعه، فرصتي را ايجاد کرده­ايم تا دبيران خودشان به فراخور جنسيت مخاطبان به بيان هر يک از غسل­هاي مرتبط با دو گروه بپردازند. شيوه­ي انجام همه­ي اين غسل­ها يکي است و تنها نيت آنها فرق مي­کند.
  
درس 1+12
1- يکي از اهدافي که کتاب­هاي ديني به دنبال آن هستند، اصلاح برخي باورها و نگاه­هاي رايج اما غلط در خصوص برخي از مسائل ديني است. يکي از اين نگاه­هاي غلط،‌ نوع نگاه به مسجد و جايگاه آن است. در باور اکثر مردم، مسجد صرفا جايي براي عبادت و نمازخواندن است و جايگاهي در زندگي عيني انسان­ها ندارد.
اما در نگاه دين مسجد بخشي از زندگي يک مسلمان است که در تعامل مستقيم با بسياري از نيازهاي مادي و روحي و معنوي اوست. در زمان پيامبر و امير­المومنين مسجد هم جايگاه عبادت بوده و هم جايگاهي براي علم آموزي و معرفت اندوزي. پيامبر در مسجد مي­نشست، به سوال­هاي مردم پاسخ مي­داد، بين آنها داوري مي­کرد، و امورات جامعه­ي اسلامي را از همين مکان اداره مي­نمود.
در دوران شکوفايي تمدن اسلامي نيز به گواه تاريخ، مساجد مرکز اصلي اجتماع مسلمين بوده است که همواره داراي کتابخانه­هاي بزرگ، بيمارستان­هاي پيشرفته، مراکز رصد، نجوم و ... بوده است.
با توجه به همين نکته، وروديه­ي اين درس درصدد است تا به دانش­آموزان بياموزد که مسجد فقط محل عبادت نيست بلکه در اين مکان علم آموزي نيز حائز اهميت است به گونه­اي که پيامبر به سراغ حلقه­ي اهل علم مي­رود.
از اين رو، اين داستان علاوه بر اين که اهميت علم آموزي را مي­رساند، درصدد زدودن نگاه تک بعدي به مسجد نيز هست.
2- يکي ديگر از نگاه هاي رايج اما غلط در ميان مردم اين است که گمان مي­کنند عبادت و بهره­مندي از ثواب الهي، تنها در باز کردن کتاب دعا و يا گفتن ذکر و خواندن مناجات خلاصه مي­شود. يعني هر کس که بيشتر از ديگران ذکر بگويد و يا به نماز و روزه بپردازد، عابدتر از بقيه است.
اما دين اسلام، با نگاهي جامع،‌ عبادت را فراتر از مرزهاي ذکر و دعا و مناجات مي­برد و بسياري از اعمال روزانه­ي انسان را، اگر با نيتي خالصانه باشد، در زمره­ي عبادات قرار مي­دهد.
به عنوان مثال در اين درس، علم آموزي به عنوان يکي از عبادات الهي شمرده شده است به گونه­اي که در حديث پيامبر، برداشتن يک گام براي فراگيري دانش، ثوابي به اندازه يک سال عبادت دارد و همان اثري را دارد که ذکر و دعا به همراه دارد، يعني غفران و آمرزش الهي.
پس چه نيکوست که به دانش­آموزان بياموزيم که بنده خوب خدا بودن تنها به عبادت نيست بلکه يادگيري علم ودانش، خدمت به خلق و ... همه مي­توانند عبادت محسوب شوند.
3- با توجه به دو نکته گفته شده، از اين مطلب نيز نبايد غافل شد که برخي از افراد با تاکيد يک سويه بر توجه اسلام به علم، سعي مي­کنند تا از اهميت عباداتي همچون نماز و روزه و قرائت قرآن بکاهند. اما بايد توجه داشت که در دين اسلام همه­ي اين اعمال به جاي خويش نيکوست و هر فرد مسلمان بايد هم در عرصه­ي علم­آموزي پيشتاز باشد و هم در عرصه­ي توجه به عباداتي همچون نماز و روزه. سخن پيامبر نيز در ابتداي درس بر همين نکته تاکيد دارد. پيامبر با ديدن گروهي که به نماز و ذکر مشغول بودند، اين عمل را نفي نکردند، بلکه فرمودند همه­ي اين اعمال نيک است ولي من به گروه اهل علم مي­پيوندم.
4- در فعاليت کلاسي صفحه 85 تعدادي از احاديث معصومين در خصوص اهميت کسب و دانش بيان شده است. ذکر اين احاديث از آن روست که دانش­آموز ما متوجه شود دين اسلام به شدت حامي علم آموزي و تشويق کننده­ي به آن است و اگر امروز عقب ماندگي و دور افتادگي مسلمانان از قافله­ي علم را مي­بينيم، اين نه به خاطر ضعف اسلام بلکه به خاطر غفلت و دوري از دستورات دين است.
5- کتاب ده گفتار
6- در صفحه­ي 86 کتاب، به بخشي از پيشرفت­هاي مسلمانان در عرصه­ي علم ودانش اشاره شده است تا به مخاطبان اين نکته را بياموزد که هر زمان ما به تعاليم دين عمل کرده­ايم، به پيشرفت و رشد رسيده­ايم و در عرصه­هاي مختلف علمي جزء برترين­ها بوده­ايم. در ادامه به چند نمونه از پيشرفت­هاي مختلف علمي مسلمانان که با اتکا به تعاليم اسلام، پديد آمد اشاره مي‌کنيم:
 
  درس چهاردهم
1- وروديه­ي اين درس به شناخت افراد قبل از دوست شدن با آنها پرداخته است.
متاسفانه بسياري از نوجوانان و جوانان ما گمان مي­کنند که به صرف آشنا شدن با کسي در محيط کلاس، محل، باشگاه و ... مي­توانند با او دوست شوند. يعني صرف هم کلاسي بودن يا هم محلي بودن دليل دوستي آنهاست.
در وروديه­ي اين درس،‌ قصد شده است تا اين تلقي غلط از وهن دانش­آموزان دور شود و مخاطب فراگيرد که از آن جايي که انسان به شدت تحت تاثير دوست خود است اگر در انتخاب دوست اشتباه کند، قطعا صفات و ويژگي­هاي اخلاقي غلطي را به درون خود راه داده است که مي­تواند آينده روشن او را تغيير دهد.
2- بايد اين فرهنگ در ميان ما جا بيفتد که قبل از انتخاب يک دوست، او را بيازمائيم و اگر او را به معيارهاي خود نزديک ديديم، با او دوست شويم. در دين اسلام معيارهاي ارزشمندي درباره يک دوست خوب بيان شده است که عمده­ي آنها حول دو محور ارتباط با خدا و ارتباط با خلق خدا مي­چرخد. يعني کسي يک دوست خوب است که هم رابطه­ي خوبي با خدا داشته باشد و هم با خلق خدا.
در روايت ذکر شده از امام صادق نيز به همين دو مساله توجه شده است: اول توجه به اوقات نماز،
از آن رو که نماز مظهر توجه و ارتباط با خداست و کسي که به نماز خود بي­توجه است، قطعا در ارتباط با او و اداي حق او نيز بي­توجه است. از اين رو پايبندي به نماز و خواندن آن در سر وقت خود راهنماي خوبي براي پي بردن به رابطه‌ي فرد با خداست. دوم نيکي به هم نوع، که اين بيانگر مساله دوم يا همان ارتباط با خلق خداست.
3- ملاک­هايي که امام صادق (ع) درباره­ دوست خوب ارائه مي­کنند، دو نکته مهم در بر دارد:
1- کسي که ارتباطش با خدا که رب و خالق همه­ي جهان است، خوب نباشد، قطعا با بندگان خدا نيز رابطه­ي خوبي نخواهد داشت.
2- بسياري از دوستان فقط در دوران راحتي و خوشي در کنار ما هستند، اما در وقت نياز و سختي کاري به ما ندارند. از اين رو در روايات بر نيکي به ديگران به هنگام سختي نيز تاکيد شده است تا ببينيم که آيا دوست ما در همه حال با ما همراه است يا فقط به هنگام خوشي.
4- برخي‌ها ملاک­هاي خوب بودن افراد را، ملاک­هاي ظاهري مثل داشتن رکوع و سجود طولاني، جاي مهر بر پيشاني، گرفتن روزه­هاي مستحبي و ... مي­دانند و بر اين اساس به اين اشخاص اعتماد مي­کنند ، اما پس از مدتي متوجه مي­شوند که اين افراد آنگونه که در ظاهر نشان مي­دهند نيستند و براي همين نسبت به همه­ي افراد مذهبي و ديندار بدبين مي­شوند.
اما در روايات مختلف که در صفحه 92 يکي از آنها ذکر شده، بر اين نکته تاکيد شده است که اعمال عبادي مثل نماز و روزه و ... به تنهايي ملاک خوبي براي سنجش افراد نيستند بلکه بايد ديد که آيا اين عبادات در رفتار و کردار فرد نيز تاثير داشته است. کسي که حقيقتا نماز خوان باشد و اهل عبادت پروردگار، قطعا راستگو و امانت دار نيز هست، در غير اين صورت، آن عبادت­ها پوسته­اي بيش نيستند.
  
درس پانزدهم
1) داستان ورودي اين درس حاوي نکات و پيام­هاي بسياري است که برخي آنها را مرور مي­کنيم:
1- انسان توانايي­ها وقواي روحي و معنوي بسياري دارد که اگر از آنها به خوبي استفاده کند و اين نيروها را در راه و مسير الهي به کار گيرد به راحتي مي­تواند شيطان را از سر راه خود بردارد. اما غفلت از اين توانايي­ها و يا خود کم بيني باعث مي­شود با وجود اين همه قدرت، مغلوب شيطان شود. در اين داستان نيز، نيروهاي درون قلعه قدرت برتري داشتند اما قدر اين قدرت را ندانستند و فريب برخي اوهام را خوردند.
2- توانايي و قدرت شيطان در برابر توانايي­هاي خدادادي انسان بسيار کم و ناچيز است. خداوند در قرآن کريم کيد شيطان را ضعيف مي­شمارد و بر اندک بودن قدرت او تاکيد مي­کند: ان کيد الشيطان کان ضعيفا
در اين درس نيز، سپاه دشمن، سپاهي ضعيف بود، اما با اغواگري سعي در بالا نشان دادن قدرت خود داشت.
3- در اين داستان يکي از ابزار مهم شيطان براي نفوذ در درون انسان، وسوسه گري نشان داده شده است. شيطان در برابر توانايي­هاي فطري انسان قدرتي ندارد اما از طريق وسوسه­هاي مداوم سعي مي­کند تا انسان را به زانو درآورد. خدا در قرآن بارها بر اين صفت شيطان تاکيد کرده است. الذي يوسوس في صدور الناس
4- خداند به انسان نعمت عقل را داده است تا در سر دو راهي­ها بتواند راه درست را پيدا کند. در اين داستان فرد با تجربه و جهان ديده، نماد همان عقل است که هميشه راه درست را پيش پاي انسان مي­گذارد و اگر انسان به نداي آن گوش دهد، راه درست را مي­يابد.
5- شيطان به تنهايي نمي­تواند انسان را شکست دهد از اين رو سعي مي­کند تا انديشه­ها و خواسته­هاي پليد خود را در قالبي زيبا و در لباس دوست در ذهن و انديشه مخاطبان وارد کند. همان گونه که در اين درس عده­اي در لباس مردم داخل قلعه به درون آن نفوذ کردند و به فريب مردم پرداختند. از اين رو بايد مراقب بود و بر در دروازه­ي دل نشست تا هر سخن و انديشه­اي نتواند با ظاهر زيبا و عوام فريبانه، وارد روح و جان ما شود. هر سخني را نبايد باور کرد، هر انديشه­اي را نبايد در دل و ذهن راه داد، شايد آن حرف و سخن که ظاهري زيبا دارد، سرباز نفوذي شيطان باشد.
6- همان گونه که در داستان آمده، اگر قواي دروني ما، همه با هم متحد شوند، دشمن به راحتي شکست مي­خورد، اما مشکل آنجاست که فطرت پاک ما دوست دارد که ما انسان خوبي شويم، اما دلمان پيش کس ديگري است، ذهن و انديشه­مان مشغول فکر کردن به افکار شيطاني است، چشممان به بدي و ناپاکي­ها مي­نگرد، گوشمان حرام را مي­شنود و بر زبانمان گناه جاري مي­شود.آيا با چنين لشکر پراکنده­اي مي­توان در برابر دشمن ايستاد؟
7- متاسفانه عجله و شتابزدگي يکي از ويژگي­هاي دانش­آموزان است. يکي از دلايل عمده اين عجله، انباشته شدن کارها و وظايف و موکول کردن آنها به آخرين لحظات است. خوب است به دانش­آموزان اين نکته را تذکر دهيم که کار هر روز را بايد در همان روز خود انجام داد، چرا که هر روزي، کار مخصوص به خود را دارد و واگذار کردن کارها به روزهاي ديگر باعث مي­شود تا کارهاي آن روزها نيز به کارهاي روزهاي قبل اضافه شود و در نهايت ناچار شويم کارها را با عجله و بدون دقت انجام دهيم. حضرت علي (ع) در اين باره مي­فرمايد:
کار هر روز را در همان روز انجام ده (و به فردا نينداز)، زيرا هر روزي، کار مخصوص به خود را دارد.
8- تنبلي نيز يکي از آفت­هاي پيش روي دانش­آموزان است. درس نخواندن، تنبلي در انجام کارهاي شخصي، بي­حوصلگي و ... همه مصاديق اين معضل است. نکته مهمي که بايد به آن توجه دهيم اين است که ما تاکنون بارها و بارها در مذمت تنبلي سخن گفته­ايم و بسياري از دانش­آموزان تنبل نيز در درون خود از اين معضل رنج مي­برند، اما متاسفانه هيچ گاه شيوه­ي درمان اين آسيب را نگفته­ايم و مخاطب ما واقعا نمي­داند چگونه بر اين مشکلي که خود بر آن واقف است، غلبه کند. از اين رو در اين درس برخي راه­هاي عملي را به صورت خلاصه بيان کرديم. راه­هايي که با عمل به آنها مي­توان بر اين آفت غلبه کرد. در اين قسمت برخي نکات مهم را درباره هريک از اين راه­ها بيان مي­کنيم:
آينده نگري:
اگر نوجوانان ما ياد بگيرند تا در فرصت­هاي مختلف به عاقبت کارهاي خود فکر کنند، قطعا توانايي بيشتري براي غلبه بر برخي رفتارهاي غلط خود خواهند يافت. سعي شود در داخل کلاس فرصتي را فراهم کنيم و به دانش­آموزان اجازه دهيم تا درباره تنبلي و عاقبت آن فکر کنند و نتايج آن را در کلاس بيان کنند.
دوستي با انسان­هاي کوشا:
يکي از ويژگي­هاي انسان اين است که در هر جمعي که وارد مي­شود، تا حدود زيادي رنگ و بوي آن جمع را مي­گيرد. از اين رو اگر دوستان انسان، افرادي تنبل، بد اخلاق، بد دهن و ... باشند، انسان نيز همين ويژگي­ها را دارا خواهد شد و اگر دوستان انسان، افرادي کوشا، با ايمان، خوش اخلاق و مودب باشند، انسان نيز همان ويژگي­ها را دارا خواهد شد.
در اين ميان آشنا شدن با زندگاني انسان­هاي موفق نيز، انگيزه انسان را براي شبيه شدن به آنان دو چندان مي­کند. شايسته است دبيران برخي کتاب­هاي خوبي که در زمينه زندگي بزرگان نگاشته شده است به دانش­آموزان معرفي کنند.
 
تصميم قاطع:
متاسفانه نوجوانان و جوانان ما، بخش زيادي از عمر خود را صرف خيال بافي و فرو رفتن در آرزوها و توهمات خود مي­کنند و به جاي آن که در عالم واقع، زندگي ايده آل خود را بسازند سعي مي­کنند اين زندگي را در عالم روياهاي خود تحقق بخشند. اينجاست که با عزم و اراده و با جديت مي­توان وارد زندگي جديدي شد و به جاي امروز و فردا کردن و آرزو و خيال از همين حالا شروع به ساختن آينده­اي کرد که سال­ها در انتظارش بوده­ايم.
 
 درس شانزدهم
1- در داستان وروديه­ي اين درس، به يکي از فلسفه­هاي مهم حجاب اشاره شده است؛ يعني حفظ زن از معرض خطرات انسان­هاي هرزه. اساسا يکي از مهم­ترين دلايل تاکيد اسلام بر حجاب، تکريم جايگاه زن و محافظت از او در برابر آسيب­ها و خطراتي است که از سوي برخي انسان­هاي سودجو و شهوت ران پديد مي­آيد.
اين فلسفه، به خوبي در قالب يک داستان زيبا بيان شده است. دختران ما بايد بدانند که اگر با پوشش مناسب، حصار امني دور خود نکشند، قطعا از آسيب و گزند انسان­هاي هرزه در امان نخواهند بود.
2- در اين داستان، زن به يک گل تشبيه شده است. تشبيهي که ريشه در دين ما دارد. اميرالمومنين در نهج البلاغه و در نامه­ي به فرزندش امام حسن (ع) مي­فرمايد: المرء ريحانة: زن همچون گل است.
اين تشبيه از يک سو بيانگر لطف و ظرافت زنان است و از سوي ديگر بر اين نکته تاکيد دارد که همان گونه که يک گل با کوچکترين خشونت و تهديدي پژمرده شده و آسيب مي­بيند، زن نيز به علت دارا بودن لطافت و ظرافت روح، در معرض آسيب­ها و خطرات جدي است.
3- در اين داستان به اين نکته توجه داده شده است که وجود حصار و مانع، هميشه امري نامطلوب و بد نيست. مثلا ما وقتي براي حفظ خود از گزند سرما و گرما و نيز براي حفظ امنيت، خود را در چارچوب خانه محصور مي­کنيم، اين کار را زنداني شدن نمي­دانيم بلکه آن را امري لازم در جهت حفظ امنيت و سلامتي خود مي­دانيم.
و يا وجود حصار و پرچين در يک گل، زنداني کردن آن نيست بلکه حفظ آن از گزند تهديدها و آسيب­هاست. حجاب نيز اگر چه انسان را محدود مي­کند، اما همچون خانه و پرچين، محدوديتي مطلوب و در جهت حفظ سلامت روح و روان ماست.
4- يکي از اشتباهات رايجي که در بحث پوشش و حجاب وجود دارد، اين است که برخي حوزه­ي حجاب و پوشش را محدود به جامعه­ي دختران و زنان مي­کنند و وظيفه­اي براي جامعه مردان قائل نيستند.
اما در اسلام اگر چه به زنان توجه ويژه­اي در خصوص حفظ حجاب و پوشش شده است اما مردان نيز در بسياري از موارد موظف به رعايت حدودها و حريم­ها شده­اند.
[1] وسائل‏الشيعة ج : 4 ص : 27 أَبِي بَصِيرٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ حَمِيدَةَ أُعَزِّيهَا بِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَبَكَتْ وَ بَكَيْتُ لِبُكَائِهَا ثُمَّ قَالَتْ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَوْ رَأَيْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عِنْدَ الْمَوْتِ لَرَأَيْتَ عَجَباً فَتَحَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ قَالَ اجْمَعُوا كُلَّ مَنْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ قَرَابَةٌ قَالَتْ فَمَا تَرَكْنَا أَحَداً إِلَّا جَمَعْنَاهُ فَنَظَرَ إِلَيْهِمْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ