دعا
شرایط استجابت دعا:
1-انسان باید علاوه بر دعا کردن،خود را نیز برای انجام درست کار آماده کند تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کند.آیا می­شود اصلا" درس نخوانیم و بگوییم در امتحانات آخر سال دعا می­کنیم و به خدا توکل می­کنیم تا چه پیش آید.از قدیم هم گفتند از تو حرکت از خدا برکت.
 
 
1. یكی از شرایط مؤثر در اجابت دعا آن است كه انسان در همه حال اهل دعا و مناجات با خدا باشد، امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: جدّم می‌فرمود:در دعا پیش‌دستی كنید (پیش از آن كه گرفتار شوید دعا كنید) زیرا چون بنده‌ای بسیار دعا كند و بلائی به او برسد و دنبالش دعا كند، گفته شود: صدای آشناست، و اگر همواره اهل دعا نباشد، و بعد از پیش‌آمد ناگوار دعا نماید، بدو گفته شود: تاكنون كجا بودی؟[1]
 
. 2 - از شرایط مؤثر دیگر كه در روایات فراوان مطرح شده صلوات فرستادن بر پیامبر اكرم(ص)وائمه اطهار(ع)، قبل از دعا و بعد از دعا است،به گونه‌ای كه دعا درلفّافه صلوات قرار گیرد.امیرمؤمنان علی(ع)در كلام دل‌انگیزی دراین باره فرمود: هر گاه از خدای سبحان درخواستی­داری،ابتدا بر پیامبر اسلام (ص) درود بفرست،سپس حاجت خود را بخواه،زیرا خدا بزرگوارتر از آن است كه از دو حاجت درخواست شده،یكی را برآورده و دیگری را باز دارد. [2] 
3.مسأله دیگر كه در اجابت­دعا مؤثر است ودر روایات بر آن اصرارشده،دعای­دسته‌جمعی­است،امام­صادق(ع) فرمود: هرگاه پیش‌آمدی پدرم را غمناك می‌كرد،زنان وكودكان را جمع می‌كرد،سپس دعا می‌نمود وآنها آمین می‌گفتند . و هم چنین فرمود:هیچگاه چهارنفر با هم اجتماع نكرده‌اندكه برای مطلبی به درگاه خدا دعا كند، جز این كه با اجابت آن دعا از هم جدا شده‌اند.[3]                                                                                             
4 .اصرار در دعا
پیامبراکرم­صلی­الله علیه وآله فرمودند:«ان الله یحب السائل­اللحوح;خداوند­ دعا کننده اصرار کننده­را دوست دارد .»
 زمانهای مناسب برای دعا
زمانهای دعا به دو نوع تقسیم می‌شوند: نوع اول زمانهای نامتعین و نسبی كه در هر ساعت از شبانه‌روز می تواند پیش بیاید و بستگی به اعمال خود شخص یا حوادث پیرامون دارد. دوم زمانهای متعین و خاص كه از طرف شارع معین شده است.
اول ـ زمانهای نامتعین:
1.بعدازنماز: بهترین وسیله تقرب به خدا،نماز است كه پیامبر آن را معراج مومن نامیده است واین از بهترین اوقات دعاست.امام باقر(ع)می‌فرمایند:«دعا بعداز نماز از نمازمستحبی بهتراست.[4]«به­ ویژه نمازظهركه قرآن­كریم­­درسوره بقره­به­صورت جداگانه آن را مورد­تاكید قرار­­داده­است.[5]پیامبراسلام(ص)می‌فرمایند:«هنگام ظهرهمه چیز پروردگار را تسبیح می‌كنند،پس­خداوند درآن ساعت امر به نمازكرد وآن ساعتی­است كه درهای­آسمان­گشوده است و بسته نخواهد شدتا بعداز نمازظهر و درآن­ساعت دعا مستجاب می‌شود.»[6]
2.هنگام قرائت قرآن:تلاوت قرآن،گوش دادن به سخنان خداوند متعال است و خداوند كریم‌تر از آن است كه در مقابل به سخن بنده خود توجه نكند. امیرمومنان(ع) توصیه به دعا در چهار وقت می‌فرمایند كه یكی از آنها هنگام تلاوت قرآن است.[7]
3. دعا قبل از بلا:انسان باید همیشه پروردگار خود را به یاد داشته باشد و با توكل بر او همه كارهای خود را انجام دهد.اما معمولا انسان­در وقت راحتی خدا را فراموش می‌كند ودر حال­سختی وناچاری به یاد او می‌افتد مثل اینكه خدا  فقط خدای سختی‌ها و مشكلات است در حالیكه در راحتی‌ها به یاد خدا بودن، باعث جلب توجه خداوند در سختی‌ها می‌شود.امام صادق(ع)می‌فرمایند:«كسی كه قبل از نزول بلا دعا كند،هنگام بلا دعایش­مستجاب­می‌شود و به آسمان می‌رود وملائكه گویند این صدا آشناست.و كسی كه قبل­از گرفتاری و بلا دعا نكند، دعایش هنگام بلا مستجاب نمی‌شود و ملائكه گویند این صدا را نمی شناسیم. »[8]    
 
دوم- زمانهای متعین:
1. چهار وقت روز: امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: دعا در چهار وقت به اجابت می‌رسد: قبل از اذان صبح، بعد از طلوع فجر، بعدازظهر و بعد از مغرب.[9] 
2. روز جمعه:حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند:«روز جمعه بردرگاه خدا تضرع و بسیاردعا كنید و از خداوند طلب بخشش و رحمت كنید.خداوند در این روز دعای هر مومنی را اجابت می‌كند.».[10]
3.شب عید قربان و اول رجب:امیر مومنان(ع)می‌فرمایند:«من تعجب می‌كنم ازكسی­كه درچهار شب از سال،فارغ از عبادت باشد:شب عید فطر، شب عید قربان،شب نیمه شعبان و شب اول رجب»[11]   
4.روزعرفه:امام سجاد(ع)می‌فرمایند:«عصر روزعرفه خداوند ملائك را به­آسمان­دنیا نازل می‌كند و به­آنان می‌فرماید :به بندگانم نگاه كنید كه با سختی و زحمت به سوی من آمده اند و به آنان پیام فرستاده ام كه مرا بخوانید و از من درخواست كنید من شما ملائك را شاهد می‌گیرم كه همین امروز دعای آنان را اجابت كنم. »[12]              
5.نیمه شعبان:شب نیمه شعبان از شبهای بافضیلت­سال­است كه با ولادت امام زمان(عج)برفضل وبركت آن افزوده شد.امام صادق(ع)می‌فرماید:»پدرم فرمود­این شب،بعد از شب قدر برترین­شب­سال­است.دراین شب خداوند از روی فضل وكرم به مردم نظرمی‌كند و بندگان­خود را می‌بخشد پس­دراین شب برای رسیدن به خدا بسیار تلاش كنید. شبی­است­كه خداوند برخود فرض­كرده كه دعاكننده‌ای را ناامید برنگرداند مادامی كه معصیت وگناه طلب نكند.[13]
6 شب عید فطر:یك ماه مهمانی­خدا و دوری انسان از بسیاری ازگناهان و­تابیدن نورالهی بردل بندگان در شبهای قدر انسان را به خالق خود نزدیك می‌كند و این از بهترین اوقات دعاست.  در این شب پاداش عمل یك ماه بندگان داده میشود.پیامبراسلام می‌فرمایند:«وقتی شب‌­عیدفطر فرا می‌رسد- كه به آن شب پاداش گویند - خداوند اجر عاملین را می‌دهد ولی بدون حساب.[14]                                        
7. ماه مبارك رمضان: ماه مبارك رمضان، ماه رحمت خداست كه درهای بهشت باز و درهای جهنم بسته است. ماهی است كه خداوند بركات خود را بر بندگان نازل می‌كند و همه آنان را مهمان سفره فضل و كرم خویش می‌نماید و میزبان هرچه در توان دارد مهمان خود را شاد و راضی نگه می‌دارد. و برآوردن تقاضای مهمان را بر خود وظیفه می‌داند.
 
نتیجه توکل ویاری جستن از خدا:                                                                                   
داستان اول:       
هنگامی که برادران یوسف(ع)می­خواستند او را به چاه بیندازند،یوسف(ع)خندید،برادرانش تعجب کردند که در این مصیبت چه جای خنده است!                                                                                           
حضرت یوسف(ع)راز خنده ی خود را بیان کرد و گفت: فراموش  نمی­کنم روزی را که به شما برادران نیرومند نظر افکندم و خوش­حال شدم  و با خود گفتم کسی که این همه یار و یاور قوی دارد،چه غم از حوادث سخت خواهد داشت!آن روز برشما تکیه کردم و به بازوان شما دل بستم.اکنون در چنگال شما گرفتارم و به شما پناه می­برم اما پناهم نمی­دهید.خدا شما را بر من مسلط ساخت تا بیاموزم که به غیراو،حتی به برادرانم تکیه نکنم. [15]
داستان دوم: 
منصوردوانیقی(عبدالله) روزی یکی از غلامان خود را بالای سرش نگهداشت و به او گفت: « به محض اینکه امام صادق(ع) بر من وارد گردید،گردنش را بزن»[طبق ترتیب اجباری قبلی،بنا بودکه امام نزد منصوردوانیقی بیاید] امام بر منصور وارد شد،و به چهره منصور نگاه کرد،و زیر لب(دعایی)را می­خواند، سپس آشکار کرد و گفت: «یا من یکفی خلقه کلهم و لا یکفیه احد،اکفنی شر عبدالله؛ای آن­کسی که امور همه خلقش را کفایت می­کند،ولی احدی او­ را کفایت نمی­کند،مرا از شر منصور وانیقی،کفایت­ کن»منصور(دید امام صادق(ع)وارد­شد ولی­غلامش­کاری نکرد )به جایگاه غلام نگریست،او را ندید،غلام نیز منصور را نمی­دید،دراین هنگام (بر اثر وحشت،حالت منصور دگرگون شد) و از امام معذرت خواست و عرض کرد : « من شما را در این گرما به زحمت انداختم،به خانه خود باز­گردید» امام صادق(ع)رفت.آنگاه منصورغلامش را دید،به او گفت:«چرا دستورم را اجرا نکردی؟»(یعنی گردن امام را طبق فرمان قبلی نزدی؟)غلام درجواب گفت«به خدا سوگند من­امام صادق(ع)را ندیدم،چیزی آمد و بین من و او حایل گردید»منصور دریافت ،امداد غیبی الهی در کار بوده و امام را حفظ کرده­است.به غلامش گفت: «  این جریان را به هیچ کس نگو،سوگند به خدا اگر بررای کسی نقل کنی قطعا"تو را خواهم کشت»[16]  
 
داستان سوم:  
وقتی­از شناسایی بر می­گشتیم به محمود گفتم:این برگ­های بلوط که توی راهمونه،فردا شب ممکنه کار­دستمون بده ها.لبخند معنی­داری زد وگفت:این­دیگه دست ما نیست،کس دیگه­ای عملیات را هدایت می­کنه.              
شب عملیات،دلهره همه­ی وجودم را گرفته بود.فکر عبور چند گردان سیصد نفره از روی برگ­های خشک،عذابم می­داد.آسمان صاف بود و پر ستاره،نور مهتاب همه جا را روشن کرده­بود.زدن به خط دشمن،آن هم زیر نور جاده خودکشی بود.هنوز از خط خودی فاصله نگرفته­بودیم که توده­ای از ابرهای سیاه،آسمان منطقه را یکدست تاریک کرد و به بدنبال آن رعد برق و باران شروع شد.حالادیگر نه نگران عبور از روی برگ­های خشک بودم،نه دلواپس نور مهتاب و دید عراقی­ها.[17]
                            
مهمترین علت های ترس از مرگ:  
1.تعلق داشتن به دنيا: كسى­كه خودرا وابسته به دنيا مى‏بيند وخود را دل سپرده و دلباخته دنيا مى‏داند هرگز حاضرنيست ازاسباب تعلقات خود دل بردارد و چون مرگ­را روز جدايى از تعلقات مى‏داند به شدت­ازآن مى‏ترسد كه اين ترس به اعتبار سببش يعنى دلبستگى‏به تعلقات بسيار مذموم مى‏باشد.مردى حضور پيامبر آمد و ياد آور شد كه من مرگ را دوست نمى­دارم،پيامبر از او پرسيد آيا ثروتى دارى؟گفت:بلى، فرمود:آيا چيزى جلوتر از خود به سراى­ديگرفرستاده اى؟ گفت:نه، پيامبرفرمود: به همين­جهت مرگ را دوست نمى­دارى. مردى به امام مجتبى(ع) گفت:چرا ما مرگ­ را دوست نمى­داريم؟ امام­ در پاسخ فرمود: شما خانه آخرت را ويران كرديد  و خانه دنيا را آباد نموديد،طبعاً دوست نمى­داريد كه ازخانه آباد به ويرانه منتقل شويد[18]
2 - عقاب و عذاب بعد از مرگ: گاهى انسان‏دل را به دنيا نبسته است ولى از مرگ هم مى‏ترسد چون بر اثر گناه خود را از عذاب الهى و خشم او ايمن نمى‏دارد اين ترس بسيار ممدوح است زيراهميشه انسان را به ياد مرگ مى‏اندازد و ياد مرگ هم آثار بسيار مفيدى براى روح دارد.
حضرت على (ع) مى‏فرمايند: (من صور الموت بين عينيه هان امرالدنيا عليه )هركس مرگ را بين دو چشمش تصور كند امر دنيا بر او سبك مى‏گردد و دنيا را به هيچ مى‏انگارد»
فقط يك شرط مهم دارد وآن اين­است كه ترس نبايد آن قدر بر وجودانسان غلبه كند كه او را از رحمت ‏خداوند تعالى مأيوس­سازد زيرا گناه هر چند بزرگ باشد رحمت خدا بزرگترو وسيع‏تراست اين ترس بايد در حدى باشد كه به تقواى انسان بيفزايد واو را از گناهان بپرهيزاند.[19]                                                              
3. بسيارى از مردم  مرگ را  به معنى فنا  و نيستى و  نابودى تفسير مى ‏كنند و بديهى است كه  انسان از فنا  و نيستى­وحشت دارد،اگرانسان مرگ را به اين معنى تفسير كند حتما ازآن گريزان خواهد بود،و لذا حتىدر بهترين حالات زندگى و دراوج پيروزى فكر اين مطلب كه روزى اين زندگى پايان مى‏يابد،شهد زندگى را در كام آنان زهر مى ‏كند، و هميشه از اين نظر نگرانند.
 
مرگ از دید گاه امامان معصوم (ع):
 1. تعویض لباس امام جواد (ع)فرمودند:از علی بن الحسین (ع) سوال شد که مرگ چیست ؟              
در پاسخ فرمودند:مرگ برای شخص مومن همچون دور­افکندن لباس چرکین و برداشتن بند زنجیرهای سنگین و تبدیل­آنها به بهترین وخوشبوترین لباسها و راحترین مرکبها و بی­ترس­ترین­خانه­هاست­وبرای شخص­کافر همچون دور افکندن­لباسهای فاخر و نقل مکان نمودن از منازل نزدیک و بی ترس و تبدیل آنها به چرکترین و خشنترین لباسها و دور افتاده ترین خانه ها و بزرگترین عذابهاست.[20]
2. دستگاه تصفیه 
امام موسی­بن­جعفر(ع):مرگ مانند دستگاه تصفیه است و مومنان را از گناه پاک می­کند،به طوری که آخرین دردی­که آنها تحمل می­کنند،کفاره­گناهی­است­که­درآنها باقی­مانده­است(و توبه نکرده­اند) وکافران­ را تصفیه می­کند ازحسناتی­که دردنیا به­آنها می­رسد،آخرین­پاداش وجزای­آنها،کارنیکی­است­که انجام داده­اند.[21]                        
3.حمام کردن   
امام ­حسن عسگری(ع)فرمودند:«پدرم­حضرت علی ­بن­محمد النقی(ع)به عیادت یکی از اصحابش­که در بستر بیماری­افتاده بودتشریف­آورد،دیدآن مردگریه می­کند وازترس مرگ­درجزع و فزع­است»حضرت­فرمودند:مرگ برای انسان­مومن­درحکم حمام­است وبرای تطهیر وشست ­وشواز گناهی­است­که انجام داده­ای.پس­ازاین­کلام بیمار آرامش خودرا­بازیافت وخوشحال­گردید ­وتسلیم مرگ ­شد،چشمهایش­را بست واین­جهان­را وداع ­گفت.[22]                 
4. خواب طولانی    
به امام جواد(ع) عرض شد : مرگ چیست؟  فرمودند: «همان­خواب­است که هر شب به سراغتان می­آید،جز این که طولانی­تراست و شخص ازآن بیدار نمی­شود .مگرروز قیامت.حال برای کسی­که درخواب شادیهای وصف ناپذیر و ترس­های بی­اندازه می­بیند،این شادی و ترس چگونه است ؟ مرگ هم همین طور است ،پس خود را برای آن آماده و مهیا سازید.»
5. پل  
امام زین­العابدین(ع)فرمودند:«هنگامی که امر برحسین بن علی(ع)دشوارگردید...فرمودند:ای بزرگواران صبر پیشه سازید،زیرا مرگ هیچ چیز نیست مگر پلی که شما را از سختیها ودشواریها به بهشت­پهناور و نعمت­های دائمی عبور می­دهد.پس کدام یک از شما دوست ­ندارد که از زندان به قصر منتقل ­شود؟بدانید که وضع برای دشمنان جز این نیست که از قصر به زندان منتقل­شود.[23]
6.دارو                                                                                                                         
امام جواد(ع) به مردی که در بستر افتاده بود  و از ترس مرگ  جزع  و فزع می­کرد،فرمودند:ای بنده خدا چرا کودک و دیوانه از خوردن دارویی که برای صحت و عافیت بدن او مفیداست خودداری می­کند،واز استعمال دوایی که درد ورنج را از او برطرف می­کنداجتناب می­ورزد؟عرض­کردچون­دیوانه وکودک ­منافع وخواص­دارو را نمی­دانند. «حضرت­فرمودند:سوگند ­به خدایی­که محمد(ص)را براستی ­برای مقام پیامبری برگزید،فایده مرگ ­برای­کسی­که خود­را آماده ومستعدکند،بیشتر ازمنفعت این دارو برای شخص بیماراست.مردم اگر می­دانستندکه به واسطه مرگ چه نعمتهای بزرگی­را در می­یابند هر آینه مرگ را دوست می­داشتند.ای مرد،بدان که چون به مرگ وارد شوی و از این دریچه عبور کنی از هرگونه اندوه و غصه آزار و رنجی نجات خواهی یافت ودر دامان هر گونه سرور وفرح وانبساطی قرار خواهی گرفت.» [24]
7.بوی خوش  
                                                                                                                                              از امام صادق (ع)پرسیدند:مرگ را برای ما توصیف فرما حضرت فرمودند:مرگ را برای مومن مانند خوشبو ترین عطراست که استشمام می­کند و در نتیجه،به سبب بوی خوش آن به خواب می­رود و همه دردها و رنجها از او بر طرف می­شود،وبرای کافر مانند گزیدن افعی ونیش کژدم­است وسخت­تر از آن است.[25]                                        
 8.انتقال از خانه ای به خانه دیگر
امیرالمومنین(ع)می فرمایند :«ای مردم،ما وشما برای ماندن آفریده شده ایم نه برای از بین رفتن،شما با مرگ از دنیا نمی­روید بلکه از خانه ای به خانه دیگر منتقل می شوید،بنا براین زاد و توشه خانه ای که باید به جانب آن حرکت کنید و جاوید باشید را فراهم سازید.» [26]    
9.تولد کودک از رحم مادر  
پیامبراکرم(ص)فرموده­است:«خروج مومن ازدنیا(به سبب مرگ)را به خارج شدن کودک­از رحم مادرتشبیه می­کنم. از این جهت که( کودک با تولد) از غم وتاریکی رحم به دنیا قدم می گذارد.» [27]  
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
درس 4
اعمال موثر در مرگ
احترام به پدر و مادر
اهمیّت سپاسگزاری­از پدر ومادر،چنان­است كه­خداوند­پس­از امربه­شكرگزاری­ازخود،شكر­پدر ومادر را آورده است:«وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِی­عامَیْنِ أَنِ اشْكُرْ لِی وَ لِوالِدَیْكَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ؛»[28] و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كردیم.مادرش (به هنگام بارداری) او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل كرد و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می یابد (آری او را سفارش كردیم)كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت (همه) به سوی من است. و همانطور كه كسی نمی تواند شكر پروردگار به جای آورد،شكرگزاری از پدر و مادر نیز بسیار دشوار و در حدّ محال­است.ا
 
نیكی به پدر و مادر چنان اهمیتی دارد كه حتی پدر و مادری كه از نظر عقیده دچار انحراف هستند و یا به فرزند خود ظلم كرده اند،باید مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نیكی كند.[29] مادر حق ویژه ای دارد و نیكی به او مقدم است.امام صادق (ع)فرمودند:شخصی نزد پیامبر اكرم(ص)آمد و پرسید ای پیامبر! به چه كسی نیكی­كنم؟ فرمودند: مادرت.پرسید:سپس به چه كسی؟فرمودند:مادرت.بازپرسید:سپس به چه كسی؟فرمودند:به مادرت.دوباره پرسید:سپس به چه كسی؟ فرمودند: به پدرت.
 
آزار والدین حتی­اگر آنان ظالم باشند جایز نیست.امام صادق(ع)فرمود:«من نظر الی ابویه نظر ماقت و هما ظالمان له لم یقبل الله تعالی له صلوه؛» [30]                         كسی كه به پدر و مادرش به حالت دشمنی و تنفر نگاه كند خداوند نمازش را نمی پذیرد. فروتنی در برابر والدین فروتنی در برابر پدر و مادر از سر مهربانی،سفارش خدا و مصداقی از نیكی به پدر و مادر است و نشانه ای از روح شكرگزاری­به­شمارمی­رود:«وَاخْفِضْ لَهُما جُناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّیانِی­صَغِیراً؛»[31]           دو بال فروتنی خویش را از سر مهربانی در برابر آنان فرود آر، و بگو:پروردگارا! آن دو را رحمت كن چنان كه مرا در خردی پروردند. امام صادق(ع)فرمودند:«لا تملأ عینیك من النظر الیهما الّا برحمه و رقّه،و لا ترفع صوتك فوق اصواتهما،و لا یدك فوق ایدیهما،و لا تقدم قدمهما؛»[32]چشمانت را جز به مهربانی و نرمی به آنان مدوز و صدایت را از صدای آنان بلندتر مكن و دستت را بالاتر از دست آنان مبر و بر آنان پیشی مگیر. خوش اخلاقی
.[33] در تاريخ اسلام مي­خوانيم:علي(ع)به فرمان پيامبر گرامي(ص)دو نفر از دشمنان اسلام را كه بر عليه مسلمان ها توطئه مي كردند، دستگير كرد و به نزد آن حضرت آورد. پيامبر(ص) اسلام را به آنان عرضه كرد، ولي نپذيرفتند، بنابراين به جرم توطئه بر عليه اسلام آن دو تن را محكوم به اعدام نمود. در اين هنگام  جبرائيل نازل شد و عرض كرد: يكي از آنان خوش اخلاق  و سخاوتمند است، پس او را عفو نما. پيامبر از كشتن او در گذشت، آن فرد چون دانست كه به خاطر آن دو صفت اخلاقي مورد عفو قرار گرفته است، شهادتين گفت و مسلمان شد. پيامبرخدا(ص)درحق­او فرمود:او از كساني­است كه خوش رويي وسخاوتمندي­اش­او را به سوي بهشت كشانيد[34]
آثار و کارکردهای دین را باید به دو دسته کلی تقسیم کنیم:
1.                  اثر اخروی دین
اولین و ماندگارترین اثر دین، تأمین سعادت ابدی انسان و نجات او از راهزنان راه بهشت است. تمام ادیان الهی به پیروان خود خبر داده اند که انسان پس از مرگ تمام نمی شود، بلکه از دنیایی بیرون رفته و به دنیایی بزرگتر وارد می شود. این آموزه ایست که در قرآن، تورات و انجیل به روشنی دیده می شود. اما شناخت مراحل این سفر مهم و بایدها و نبایدهای آن خارج از تجربه و دانش بشری است. عقل انسان جایی می تواند تصمیم گیری کند که نمونه هایی برای آزمایش و تجربه در اختیار داشته باشد. اما مسائلی که قابل تجربه و آزمایش و مشاهده نیستند، عقل نیز درباره آنها سکوت می کند. یعنی نه قابلیت رد آنها را دارد و نه قابلیت تایید. برای مثال اگر آموخته های وحیانی را نادیده بگیریم و از عقل به تنهایی بپرسیم که " وقتی انسان چشم از دنیا فرو می بندد، روح او تا قیامت چه مراحلی را می گذراند؟ " عقل هیچ پاسخی نمی تواند بدهد. زیرا خود هیچ گاه این مراحل را تجربه نکرده است و مراحل پس از مرگ ارواح دیگران را نیز نتوانسته مشاهده کند.
این پرسش و پرسش های دیگری مانند اینکه "بهشت و جهنم چگونه هستند" و یا اینکه "روزه گرفتن ما در این دنیا چه نتیجه ای در روز قیامت خواهد داشت" و ... سئوالاتی هستند که "وحی" باید پاسخگوی آنها باشد.
پس دین پاسخگوی سئوالات اساسی و مهمی است که سرنوشت انسان به آنها بستگی دارد و عقل نیز از پاسخ گویی به آنها ناتوان است.
2.                  آثار و کارکردهای دنیوی دین
دین علاوه بر تاثیراتی که بر زندگی ابدی انسان در جهان آخرت دارد، تاثیرات بسیاری بر زندگی دنیوی انسان ها دارد و سیمای زندگی فرد دین دار را کاملاً متحول می سازد. [35]
آنچه به صورت خلاصه در ادامه می آید برخی از آثار دین داری بر زندگی دنیوی است:
          * یکم: امید بخشی و نشاط آوری
شخصی که از باورهای صحیح دینی برخوردار است، در مواجهه با سختی ها و مشکلات طاقت فرسا خود را نمی بازد، زیرا می داند که قدرتی برتر همواره ناظر و نگاهبان اوست و هرگاه صلاح بداند به یاری اش می شتابد. پس هرگز ناامید نمی شود و سختی های زندگی را نیز قطعه ای از پازل بزرگ زندگی می داند که خالق حکیم برای رشد او طراحی کرده است.
اما وضعیت مردم در جوامعی که نگاه صحیحی نسبت به دین ندارند این گونه نیست. نشريه پزشکي لانست به نقل از خبرگزاری فرانسه می نویسد:
"طبق آمارهای سازمان بهداشت جهانی، هر 40 ثانیه یک نفر در جهان خودکشی می کند. تازه‌ترين تحقيقات نشان می دهد، بيش از 30 درصد خودکشي‌ها در جهان متعلق به چين است. در این آمار پس از چین کشورهای شوروي سابق مانند به ليتواني، استوني، بلاروس و روسيه قرار دارند که آماری نزدیک به چین را دارا هستند. در اين کشورها سالانه از هر 100‌ هزار نفر 45 نفر خودکشي مي‌کنند. در اروپا نيز ميزان خودکشي به ويژه در کشورهاي شمالي بالاست اما در کشورهاي اروپايي مديترانه و آمريکاي جنوبي و آسيا و به ويژه کشورهاي مسلمان ميزان خودکشي بسيار پايين است."
نگاهی به آمار سرسام آور مصرف داروهای ضد افسردگی و کلینیک های روان درمانی در کشورهای نامبرده، نشان گر عمق فاجعه در این جوامع است.  
 
* دوم : بازدارندگی درونی
دین در وجود انسان معتقد، مانند یک پلیس درونی است. باورهای دینی به ما می آموزد که:  فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ * تک تک کارهایی که می کنیم، در کارنامه اعمال ما ثبت می شود و بدون شک در دادگاه الهی باید برای یکایک آنها پاسخگو باشیم. این اعتقاد سبب می شود که افراد جامعه خود به خود از ارتکاب بسیاری از جرایم دور شوند و در نتیجه، امنیت اجتماعی ارتقاء یابد.
اکنون این واقعیت را با آمارهای رسمی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی غرب مقایسه کنیم:
-  بنابر اعلام اداره مرکزی پلیس انگلیس، هم اکنون حدود 4 میلیون و200 هزار[36] دوربین مدار بسته تمام اماکن عمومی، ایستگاه ها، میادین، خیابان ها، مدارس، انجمن ها، موسسات و ... را تحت پوشش کامل خود قرار دارد، به گونه ای که از هر فردی که در خیابان های لندن تردد می کند به صورت متوسط روزانه 300 تصویر ضبط می شود. اما نکته اصلی اینجاست که این تعداد دوربین هم چیزی از تعداد جنایات در این کشور نکاسته است.[37]
-  بر اساس گزارش دفتر تحقیقات فدرال آمریکا در سال ۲۰۰۷ " در هر 22/2 ثانیه یک جرم در آمریکا واقع می‌شود! در هر 31 ثانیه [38] یک مورد قتل اتفاق می‌افتد، در هر 7/5 ثانیه یک مورد تجاوز به عنف صورت می‌گیرد و در هر 5/1 دقیقه یک فقره سرقت رخ می‌دهد." بنابر این گزارش، در سال ۲۰۰۶، نوجوانان آمریکایی که زیر ۱۲ سال، سن دارند در معرض ۲۵ میلیون مورد خشونت و سرقت ثبت شده قرار گرفتند. [39]
-  خبرگزاری آسوشیتدپرس[40] بر اساس گزارش های مرکز ملی سلامت آمریکا می نویسد:
" تمایل مردان آمریکایی به داشتن فرزند بدون ازدواج رسمی نیز به‌شدت افزایش یافته است، به طوری که این میزان در میان سیاه پوستان 59 و در میان سفید پوستان 37 درصد اعلام شده است. براین اساس از هر چهار مرد آمریکایی 20 تا 24 سال، سه نفر بدون ازدواج صاحب فرزند هستند. همچنین آمار کودکان نامشروعی که با مادر خود زندگی می کنند از 5 درصد در سال 1960 میلادی به بیش از 41 درصد در سال 2008 افزایش یافته است." هم چنین و در گزارشی مشابه، آژانس آمار اروپا اعلام کرد: "میزان تمایل جوانان این قاره به ازدواج کاهش یافته و تعداد تولدهای نامشروع در 20 سال اخیر دو برابر شده است به گونه ای که در سال 2007 ، 35 درصد از کودکان اروپایی به صورت نامشروع متولد شده اند. "
بعد از دیدن این گزارش ها و گزارش های مشابه ( که همگی از منابع رسمی غربی منتشر می شوند) باید از خودمان بپرسیم؛ آیا به راستی تعداد نیرو و امکانات پلیس در جوامع اسلامی گسترده تر از امریکا و انگلیس است؟ پس چه چیزی مانع انجام جنایاتی با این وسعت در آنهاست؟
 
* سوم: تندرستی و سلامت جسمانی
دینداری علاوه بر اثراتی که تا کنون خواندیم باعث تندرستی و سلامت جسمانی افراد نیز می شود.
امروزه بر کسی پوشیده نیست که بخش وسیعی از بیماریها و مشکلات جسمی نتیجه استرس ها و مشکلات روحی- روانی است. همانگونه که در بخش های قبل دیدیم، اعتقاد به دین نقشی اساسی در آرامش و ثبات روحی افراد دارد. از همین رو شاهد هستیم که حتی در کشورهای غیر دینی نیز هر روز تحقیقات بیشتری درباره نقش دعا و معنویت در بهبود بیماران انجام و نتایج آنها منتشر می شود.[41]
دین علاوه بر رفع تنش ها و اضطراب ها سفارش های روشن و مشخصی نیز برای حفظ سلامتی دارد:  دستور به روزه داری، سفارش های گسترده درباره آداب خوردن و آشامیدن و معاشرت و ... از همه مهم تر حرام دانستن هرچیزی که برای سلامتی انسان زیان آور است.
اسلام خون، ادرار ، مدفوع و ... را نجس می داند. اگر مویی از حیوانی مانند موش یا گربه (هر حیوان حرام گوشت) بر بدن و لباس شخص باشد، باید آن را برای نماز از خود دور کند. در دین اسلام (و البته دین واقعی مسیحیت و یهود) انسان حق نوشیدن شراب را ندارد. از گوشت بسیاری از حیوانات نمی تواند بخورد و اگر آب و غذایش با نجاسات تماس پیداکرد، تا آنها را پاک نکند، حق مصرف آنها را ندارد. اسلام به مردم توصیه می کند سگ ها را در حریم داخل خانه نیاورند و ... .
در نتیجه عمل به این توصیه ها می بینم که نوع بیماری ها در جوامع مسلمان با بیماری های سایر جوامع متفاوت است.
واضح است کشوری که در آن خون کنسرو شده و حشرات تازه، غذایی همه پسند به شمار می روند، نمی تواند جامعه ای سالم باشد. تصاویر فستیوال های آشپزی در جنوب و شرق آسیا که در بسیاری از خبرگزاری ها به صورت گسترده منعکس شده است، نشان می دهد که در برخی جوامع "همه چیز خواری" امری طبیعی است. البته این وضعیت تاسف بار تنها مربوط به آسیا نیست و طبق آمارها مثلاً تنها در کشور انگلستان روزانه 28 نفر بر اثر مصرف الکل جان می دهند. این آمار تنها مربوط به کسانی است که مستقیماً به همین دلیل می میرند، وگرنه آمار کسانی که به دلیل مصرف مشروبات الکلی در تصادفات یا درگیری با دیگران کشته می شوند بسیار بالاتر از این ارقام است.
همین بی بندوباری های رفتاری است که سبب شده است بیماری های شدید و عجیب دامنگیر کشورهای به ظاهر پیشرفته و توسعه یافته شود.
جالب است بدانیم سرانه بهداشت هر امریکایی در سال 2009 مبلغ 7960 دلار بوده است، یعنی تقریباً 800 برابر سرانه بهداشت هر ایرانی! [42] اما با این وجود روزنامه واشنگتن پست می نویسد:
" هرچند 20 درصد از اقتصاد ملی و 27 درصد از تمام بودجه امریکا صرف بهداشت و درمان آمريكايي ها می شود، اما آنها در مقايسه با مردم ساير كشورها، سالم تر نيستند."[43] و [44]
 
 
 
 
1.                  مسئولیت دین داران در قبال دین چیست؟
مهم ترین وظایف ما در قبال دین عبارتند از:
2.                  یادگیری صحیح معارف و احکام دین
3.                  عمل به آموزه های دینی
4.                  آموزش  آن به دیگران
5.                  دفاع از دین در برابر تهاجمات مختلف
روشن است که تا وقتی انسان از معارف دین خود آگاهی درستی نداشته باشد، نمی تواند آنها را به کار گیرد. به همین دلیل یادگیری آموزه های دینی به عنوان مقدمه و پیش نیاز عمل به آن ضروری است.
رسول گرامی اسلام در حدیثی مشهور طلب علم را بر هر مرد و زن مسلمان واجب می دانند
 
اما مسئولیت مهمی که پس از یادگیری ، یاد دهی و عمل به آموزه های دین متوجه دینداران است، حفاظت از دین در برابر دشمنان دین است.
از آنجا که دین بشر را به یکتاپرستی و مقابله با طاغوت فرا می خواند، به صورت طبیعی مورد غضب زیاده خواهان و متکبران قرار دارد. چرا که رونق دینداری پیام و نتیجه ای جز کسادی بازار طاغوت ندارد.
بررسی تاریخ اسلام از روز بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تا کنون نشان می دهد که دین الهی در هیچ زمانی بدون دشمن نبوده است و این رویه ای است که برای انبیاء گذشته نیز وجود داشته و تا پایان دنیا نیز ادامه خواهد یافت.
قرآن کریم با تبیین این واقعیت که دلیل عداوت دشمنان با مؤمنان تنها دین آنهاست، می فرماید:
وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا
آنها همواره با شما می جنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند.
این فرمایش قرآن کریم از نزاعی همیشگی میان حق و باطل خبر می دهد که کوتاهی مؤمنان در این نبرد، می تواند لطمات جبران ناپذیری را متوجه دینداری در زمان های آینده کند. توجه داشته باشیم که این نزاع در برخی مقاطع بیشتر بر ابزارهای رسانه ای و تبلیغاتی متمرکز می شود، گاهی رنگ و بوی علمی به خود می گیرد و گاهی تبدیل به جنگی کاملاً نظامی می شود.
 
 
کارکردهای دینداری :
1.آرامش روحی و روانی:یکی از آثار بسیار مهم دین­داری،آسایش و آرامش روحی و روانی و رهایی انسان مومن از هر گونه دغدغه و نگرانی است.از رهاوردهای ناخوشایند زندکی ماشینی و دنیا­پرستی افراطی،اضطراب و نگرانی و تلاطم روحی و روانی است.در دنیای مدرن اگر جه انسان بر ابزار و تکنولوژی پیشرفته مسلط گشته و زمین و زمان و حتی بعضی از سیارات آسمانی را به تسخیر خود در­آورده و به رفاه مادی و لذت جسمی بالایی رسیده­است،ولی دچار چنان بحران­ها و بیماری­های روحی و روانی شده که در بن بست فکری و ناامیدی فزاینده­ای دست به گریبان است،در این جوامع هر روز آمار بیماری­های روانی ومصرف داروهای اعصاب و روان زیادتر و خودکشی،قتل و غارت،جنون و دیوانگی و...افزایش می­یابد.وانسانها علی­رغم بهره­مندی ازلذات مادی انواع غذاها و نوشیدنی­ها و بهره­مندی از مواهب طبیعی گوناکون روز به روز مایوس­تر و افسرده­تر می­شوند.این ناشی از دوری انسان از خدا و غلبه­ی تفکر مادی و انسان محوری بر تفکر خدا محوری است.
2.بهبود­روابط­اجتماعی:                                                                                                                جوامع فاقد دین و ایمان،از ارتباط سالم اجتماعی و روابط خوب انسانی برخوردار نیستند،به ویژه روابط خانوادگی در این جوامع بسیار­نامطلوب و از هم پاشیده­است و احترام و اعتماد لازم میان اعضای خانواده برقرار نیست،از این رو،نمی­توانند طعم شیرین محبت را در جمع خانواده بچشند و بیشتر ترجیح می­دهند که در بیرون از خانه بسر ببرند.دین با تعهد و حس مسئولیتی که در دینداران نسبت به همنوعان و افراد اجتماع ایجاد می­کند و بذر صلح، صفا،وعلاقه­مندی نسبت به یکدیگر را دردل آنها می­پاشد،موجب­می­شود که اجتماع زندگی جمعی،سالم و مطلوب شود و روابط اجتماعی بهبود یابد،به ویژه کانون خانواده گرم و صمیمی گردد ودر واقع به بهشت کوچکی از صفا و صمیمیت و علاقه تبدیل شود.[45]                                                                            
3.دین،پشتوانه­اخلاق:                                                                                                       
یکی از مهمترین کارکردها و آثار دینداری وایمان مذهبی این است که دین پشتوانه و ضامن اجرای اخلاق در زندگی فردی و اجتماعی می­باشد.آراستگی به صفات نیک اخلاقی و بطور کلی فضائل و مکارم اخلاقی که از بزرگترین سرمایه­ی زندگی به شمار می­آید و اساسا" زندگی انسانی و حیات معقول و متعالی توسط آنها معنا و مفهوم واقعی پیدا می­کند،تنها در پرتو دین میسر است.چرا که اخلاق بدون دین و ایمان اساس و پایه­ی درستی نداردومعناومفهوم­پیدانمی­کند.                                                                                           
4.کار وتلاش:
در فرهنگ اسلام به کار،کوشش و اشتغال اهمیت زیادی داده شده و بیکاری،تنبلی و کسالت را به شدت نکوهش کرده وآن را آغازهلاکت و بدبختی انسان اعلام نموده­است و در ضمن­تعالیم خود،افراد را به کار وجدیت تشویق­ کرده­ وآن­را یک ­فریضه ­الهی ­برای­ مسلمانان ­می­داند. 
رسول­خدا(ص)می­فرمایند:«ملعون من القی کله علی الناس»از رحمت خدا به دوراست کسی­که بارزندگی خود را بردوش­مردم­می­افکند.[46]                                                                                                         
5 .امیدواری:    
یکی­دیگر از آثار سازنده­ی بینش توحیدی درموحدان راستین،امیدواری­است؛امیدواری به آینده­ای روشن و رهایی ­از بن­بست­های زندگی و رسیدن به سعادت و رستگاری حقیقی از راه تلاش و همت خود همراه  با  امید وافر  به لطف،عنایت وکمک فزاینده خداوند متعال.امیدواری دربینش توحیدی اسلام چنان­اهمیت دارد که یاس وناامیدی درحد کفر به خدا و از صفات کافران به شمار آمده­است.قرآن کریم می­فرماید:«ولا تیاسوا من روح الله انه لا ییاس من­روح الله الاالقوم الکافرون»[47]واز رحمت­خدا ناامید مشوید؛چراکه­تنها گروه کافران،از رحمت خدا نا­امیدمی­شوند.
 
 
با این رویکرد، جدی ترین مطالبی می توانند در فرآیند تدریس( این بخش) مورد استفاده دبیران محترم قرار بگیرند عبارتند از:
·        حدیث رسول گرامی اسلام : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ عَمُودَ الدِّينِ الصَّلَاةُ وَ هِيَ أَوَّلُ مَا يُنْظَرُ فِيهِ مِنْ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ فَإِنْ صَحَّتْ نُظِرَ فِي عَمَلِهِ وَ إِنْ لَمْ تَصِحَّ لَمْ يُنْظَرْ فِي بَقِيَّةِ عَمَلِهِ [48]
ترجمه: بی تردید ستون دین نماز است. نماز اولین چیزی است که در هنگام محاسبه اعمال انسان، مورد بررسی قرار می گیرد. پس اگر نماز درست بود، بقیه اعمال نیز مورد بررسی قرار می گیرند. اما اگر نماز درست نبود، به بقیه اعمال فرد نیز توجهی نمی شود.
·        عن رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَنْ تَرَكَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً فَقَدْ كَفَرَ[49]
ترجمه: رسول گرامی اسلام می فرماید: کسی که عمداً ( و بدون هیچ عذری) نمازش را ترک کند، کافر شده است.  
·        نَهْجِ الْبَلَاغَةِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ قَالَ فِي كَلَامٍ يُوصِي أَصْحَابَهُ تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلَاةِ وَ حَافِظُوا عَلَيْهَا وَ اسْتَكْثِرُوا مِنْهَا وَ تَقَرَّبُوا بِهَا فَإِنَّهَا كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَوْقُوتاً أَ لَا تَسْمَعُونَ إِلَى جَوَابِ أَهْلِ النَّارِ حِينَ سُئِلُوا ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ وَ إِنَّهَا لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الْوَرَقِ وَ تُطْلِقُهَا إِطْلَاقَ الرِّبَقِ وَ شَبَّهَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص بِالْحَمَّةِ تَكُونُ عَلَى بَابِ الرَّجُلِ فَهُوَ يَغْتَسِلُ مِنْهَا فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ خَمْسَ مَرَّاتٍ فَمَا عَسَى أَنْ يَبْقَى عَلَيْهِ مِنَ الدَّرَن‏
ترجمه: امیرمومنان علی علیه السلام به اصحابشان سفارش می کردند: مراقب نمازهایتان باشید و ... چرا که نماز برمومنان واجب است، آیا نشنیده اید که « وقتی از جهنمیان می پرسند: چه چیزی شما را به جهنم کشانید، در جواب می گویند: ما از نمازگزاران نبودیم.» ؟ نماز گناهان را فرو می ریزد همانگونه که (تندبادها) برگ های خشک درختان را می ریزند... رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم نماز را به چشمه ای تشبیه کردند که جلوی خانه فرد جریان دارد و او هر روز پنج بار خود را در آن چشمه شستشو می دهد. آیا هیچ آلودگی در او باقی می ماند؟
 
یادآوری مهم: در انتهای بخش « زیباترین شتاب» حدیثی از امام محمد باقر علیه السلام ذکر شده است که به بازگویی ارزش نماز اول وقت و دعای این نمازها برای صاحبانشان می پردازد. لازم است همکاران محترم در هنگام تبیین این حدیث نورانی به دو نکته مهم توجه داشته باشند:
اول اینکه اصل حدیث امام محمد باقر علیه السلام عبارتست از:
    أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ: إِنَّ الصَّلَاةَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِي أَوَّلِ وَقْتِهَا رَجَعَتْ إِلَى صَاحِبِهَا وَ هِيَ بَيْضَاءُ مُشْرِقَةٌ تَقُولُ حَفِظْتَنِي حَفِظَكَ اللَّهُ وَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِي غَيْرِ وَقْتِهَا بِغَيْرِ حُدُودِهَا رَجَعَتْ إِلَى صَاحِبِهَا وَ هِيَ سَوْدَاءُ مُظْلِمَةٌ تَقُولُ ضَيَّعْتَنِي ضَيَّعَكَ اللَّهُ [50]
    نمازی که در اول وقت خوانده می شود، با شکلی درخشان به سوی صاحبش برمی گردد و می گوید: تو مرا خوب حفظ کردی، خدا هم تو را حفظ کند، اما نمازی که در غیر وقت و بدون رعایت حدودش بالا رود، در حالیکه سیاه و تاریک شده به سوی صاحبش بازگشته و می گوید: مرا ضایع کردی، خداوند تو را ضایع کند.
هرچند این حدیث نورانی از نظر مفهومی ارتباط کاملی با هدف درس دارد، اما طرح بخش دوم حدیث ( نفرین نمازی که در غیر وقت خوانده می شود) از مصادیق محتوای آموزشی آسیب زا  در این سن به شمار رفته و می تواند خود عاملی برای ترک اصل نماز باشد. به این صورت که دانش آموزی که به هر دلیل موفق به خواندن نماز در اول وقت نشده است، ممکن است با خود فکر کند چرا باید با دست خودم نمازی بسازم که مرا نفرین کند؟
بنابریان تأکید می شود بخش دوم حدیث به هیچ عنوان نباید (به عنوان حدیث) برای دانش آموزان بازگو شود چند نکته احکامی:
1-    در هنگام نیت لازم نیست که نمازگزار جمله یا عبارت خاصی را (مثل : دو رکعت نماز صبح می خوانم برای رضای خدا ...) به زبان آورده و یا حتی همین جمله را دقیقاً از ذهن خود بگذراند. بلکه همین مقدار که بداند می خواهد چه کار کند برای نیت کافی است.
2-    تکبیره الاحرام که یکی از ارکان نماز است عبارتست از « گفتن الله اکبر به منظور شروع نماز» . لازم است تصریح شود که بالا آوردن دست ها تا کنار گوش در هنگام تکبیره الاحرام واجب نیست بلکه کاری مستحب است و حتی اگر حرکت دست عمداً نیز ترک شود، هیچ اشکالی در نماز به وجود نمی آید.
3-    هرچند معمولاً از قیام به عنوان یکی از ارکان نماز یاد می شود، اما لازم است توجه داشته باشیم که قیام ها در نماز به دو دسته تقسیم می شوند. دسته اول که رکن هستند عبارتند از ایستادن نمازگزار در حالت گفتن تکبیره الاحرام و ایستادن پیش از رفتن به رکوع ( که به این قیام اصطلاحاً قیام متصل به رکوع گفته می شود).
    اما ایستادن در حال قرائت حمد و سوره و تسبیحات و همچنین ایستادن پس از رکوع هرچند از واجبات نماز بوده و نمازگزار حق ندارد عمداً آنها را ترک کند، اما از ارکان نماز نیستند و ترک سهوی آنها نماز را باطل نمی کند.
4-    برای مردان واجب است که حمد و سوره نمازهای صبح، مغرب و عشا را بلند و حمد و سوره نمازهای ظهر و عصر را آهسته بخوانند. این مسأله تنها مربوط به حمد و سوره نماز است و لازم نیست تمام اذکار نماز( مانند ذکر رکوع، سجده و یا تشهد) در نمازهای صبح و مغرب و عشا بلند خوانده شود. توجه داشته باشیم که اگر بلندی صدا به حدی برسد که عرفاً شبیه فریاد زدن باشد، نماز باطل می شود.
برای زنان نیز واجب است که حمد و سوره نمازهای ظهر و عصر را مانند مردان آهسته بخوانند، اما در هنگام خواندن حمد و سوره نمازهای صبح ، مغرب و عشا می توانند بلند یا آهسته بخوانند.
یک پیشنهاد: با توجه به دامنه دار بودن مسائل احکامی – به ویژه احکام نماز- و محدودیت های زمانی تدریس و همچنین لزوم پرهیز از منحصرسازی آموزش دین به فضای مدرسه، پیشنهاد می شود همکاران محترم با تدریس این درس در یکی از مساجد نزدیک مدرسه یا دعوت از روحانی محل ( یا امام جماعت مدرسه) به کلاس درس و مشارکت در آموزش احکام، زمینه حضور دانش آموزان در مساجد را فراهم کنند. بدیهی است اجرای این پیشنهاد نیازمند همکاری و هماهنگی میان اولیای دانش آموزان، دبیران و مدیران محترم مدارس بوده و در انتخاب مسجد یا روحانیون محترم باید دقت های لازم صورت پذیرد.
 
 
داستان ها و حکایات
1-    پس از سخنرانی تاریخی امام خمینی در 15 خرداد، ماموران ساواک نیمه شب به منزل امام حمله کرده و ایشان را با سرعت از قم خارج کرده و به طرف تهران به راه افتادند.
امام خودشان می گویند:
« وقتی مرا دستگیر کردند، نماز (شب) خوانده بودم ولی هنوز اذان صبح نشده بود. من تکیه داده بودم، کمی چرتم برد، لذا برای نماز صبح وضو نداشتم. ( همین طور که ماشین با سرعت در جاده حرکت می کرد) نزدیک شاه عبدالعظیم(تهران) دیدم نمازم دارد قضا می شود. از مأموران خواستم جایی توقف کنند پیاده شوم و وضو بگیرم و نماز صبح را بخوانم. مأمورین که می ترسیدند مردم متوجه بشوند و به ماشین حمله کنند، شدیداً می ترسیدند (و به همین دلیل قبول نکردند). من گفتم پس اجازه دهید تیمم کنم، باز هم حاضر نشدند! گفتم پس یک لحظه ترمز کنید و اجازه دهید یک دستی به زمین بزنم و بلافاصله سوار اتومبیل شوم. با این مسأله موافقت کردن و لحظه ای توقف کردندو من پیاده شدم، دستی به زمین زدم و دوباره سوار ماشین شدم. آنوقت تیمم کردم و همانگونه که بین دو مأمور در اتومبیل نشسته بودم، به ناچار نماز صبحم را نشسته خواندم. [51] »
 
2-    امام زمانی که در نجف زندگی می کردند، با اینکه هوای آنجا گاهی به پنجاه درجه سانتیگراد می رسید، با آن سن و سال و ضعف بدنی که داشتند در ماه های رمضان روزی هجده ساعت روزه می گرفتند. با این همه وقت افطار که می شد تا نماز مغرب و عشایشان را با مستحباتش به جای نمی آوردند، افطار نمی کردند.[52]
 
3-    مرحوم سید احمدآقا فرزند امام خمینی می گوید:
 
روزی که شاه رفت، ما نوفل لوشاتو بودیم. نزدیک به سیصد تا چهارصد خبرنگار در اطراف منزل امام جمع شده بودند. تختی گذاشتند و امام روی آن ایستادند. تمام دوربین ها کار می کرد و متن مصاحبه امام به صورت زنده از مهم ترین شبکه های خبری جهان پخش می شد.
قرار بود هر چند نفر خبرنگار یک سئوال کند. دو سه سئوال بیشتر از امام نشد که صدای اذان ظهر بلند شد. امام بلافاصله آنجا را ترک کردند و فرمودند: وقت فضیلت نماز ظهر می گذرد. خبرنگاران که نمی دانستند موضوع چیست تعجب کردند. در این حال یکی از اطرافیان گفت: چند دقیقه ای صبر کنید تا حداقل چهار پنج سئوال دیگر بپرسند. ولی امام با جدیت فرمودند: به هیچ وجه نمی شود و رفتند. [53]
 
4-    خاطره ای زیبا از نماز اول وقت سرلشکرشهید بابایی در اتاق ژنرال امریکایی ( این متن به صورت خلاصه در کتاب قرآن سال اول راهنمایی ذکر شده است که البته در ماه های آخر سال خوانده می شود)
شهید بابایی در سال 1329، در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود. دوره ی ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به تحصیل پرداخت و در سال 1348، به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتی برای تکمیل دوره به آمریکا اعزام شد. شهید بابایی در سال 1349، برای گذراندن دوره خلبانی به آمریکا رفت. طبق مقررات دانشکده می بایست به مدت دو ماه با یکی از دانشجویان آمریکایی هم اتاق می شد. آمریکایی ها، در ظاهر، هدف از این برنامه را پیشرفت دانشجویان در روند فراگیری زبان انگلیسی عنوان می کردند، اما واقعیت چیز دیگری بود. چون عباس در همان شرایط تمام واجبات دینی خود را انجام می داد، از بی بند و باری موجود در جامعه آمریکا بیزار بود. هم اتاقی او در گزارشی که از ویژگی ها و روحیات عباس نوشته، یادآور می شود که بابایی فردی منزوی و در برخوردها، نسبت به آداب و هنجارهای اجتماعی بی تفاوت است. از رفتار او بر می آید که نسبت به فرهنگ غرب دارای موضع منفی می باشد و شدیداً به فرهنگ سنتی ایران پای بند است. همچنین اشاره کرده که او به گوشه ای می رود و با خودش حرف می زند، که منظور او نماز و دعا خواندن عباس بوده است. خود وی ماجرای فارغ التحصیلی از دانشکده خلبانی آمریکا را چنین تعریف کرده است:
«دوره خلبانی ما در آمریکا تمام شده بود، اما به خاطر گزارش هایی که در پرونده خدمتم درج شده بود، تکلیفم روشن نبود و به من گواهینامه نمی دادند، تا این که روزی به دفتر مسئول دانشکده، که یک ژنرال آمریکایی بود، احضار شدم. به اتاقش رفتم و احترام گذاشتم. او از من خواست که بنشینم. پرونده من در جلو او، روی میز بود، ژنرال آخرین فردی بود که می بایستی نسبت به قبول و یا رد شدنم اظهار نظر می کرد.
او پرسش هایی کرد که من پاسخش را دادم . از سوال های ژنرال بر می آمد که نظر خوشی نسبت به من ندارد. این ملاقات ارتباط مستقیمی با آبرو و حیثیت من داشت، زیرا احساس می کردم که رنج دوسال دوری از خانواده و شوق برنامه هایی که برای زندگی آینده ام در دل داشتم، همه در یک لحظه در حال محو و نابودی است و باید دست خالی و بدون دریافت گواهینامه خلبانی به ایران برگردم. در همین فکر بودم که در اتاق به صدا در آمد و شخصی اجازه خواست تا داخل شود. او ضمن احترام، از ژنرال خواست تا برای کار مهمی به خارج از اتاق برود با رفتن ژنرال، من لحظاتی را در اتاق تنها ماندم. به ساعتم نگاه کردم، وقت نماز ظهر بود. با خود گفتم، کاش در اینجا نبودم و می توانستم نماز را اول وقت بخوانم. انتظارم برای آمدن ژنرال طولانی شد.
گفتم که هیچ کار مهمی بالاتر از نماز نیست، همین جا نماز را می خوانم. ان شاءالله تا نمازم تمام شود، او نخواهد آمد. به گوشه ای از اتاق رفتم و روزنامه ای را که همراه داشتم به زمین انداختم و مشغول نماز شدم. در حال خواندن نماز بودم که متوجه شدم ژنرال وارد اتاق شده است. با خود گفتم چه کنم؟ نماز را ادامه بدهم یا بشکنم؟ بالاخره گفتم، نمازم را ادامه می دهم، هر چه خدا بخواهد همان خواهد شد. سرانجام نماز را تمام کردم و در حالی که بر روی صندلی می نشستم از ژنرال معذرت خواهی کردم. ژنرال پس از چند لحظه سکوت نگاه معناداری به من کرد و گفت: چه می کردی؟ گفتم: عبادت می کردم. گفت: بیشتر توضیح بده. گفتم: در دین ما دستور بر این است که در ساعت های معین از شبانه روز باید با خداوند به نیایش بپردازیم و در این ساعات زمان آن فرا رسیده بود، من هم از نبودن شما در اتاق استفاده کردم و این واجب دینی را انجام دادم. ژنرال با توضیحات من سری تکان داد و گفت: همه این مطالبی که در پرونده تو آمده مثل این که راجع به همین کارهاست . این طور نیست؟ پاسخ دادم: آری همین طور است. نمی دانم خداوند به خاطر این نماز چه اثری در دل او گذاشت که بدون هیچ سخن دیگری خودنویسش را برداشت و گواهی خلبانی مرا امضا کرد. آن روز به شکرانه این اتفاق به اولین جای خلوتی که رسیدم دو رکعت نماز شکر خواندم... » 
سرلشکر بابایی در روز 15 مرداد 1366 در حال انجام مأموریتی خطرناک در آسمان عراق مورد اصابت گلوله ضد هوایی قرار گرفت و به شهادت رسید.
 
 
 
 
 
 
آثار و بركات نماز اول وقت 1. برآورده شدن خواسته ها: حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسكری(ع)روایت می­كند كه فرمودند:"خداوند متعال با حضرت موسی تكلم كرد، حضرت موسی فرمود:خدای من. كسی كه نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود:حاجت و درخواستش را به او عطا می كنم و بهشتم را برایش مباح می­گردانم."[54]                       حضرت حجةالاسلام والمسلمین هاشمی نژاد فرمودند:پیرمردی­ مسن،ماه مبارك رمضان به مسجد لاله­زار می­آمد. خیلی آدم موفقی بود،همیشه قبل از اذان داخل مسجد بود.به او گفتم:حاج آقا. شما خیلی موفقید،من هر روز كه به مسجد می­آیم می بینم شما زودتر از ما آمده­اید جا بگیرید،او گفت:نه آقا،من هرچه دارم از نماز اول وقت دارم و بعد گفت: من در نوجوانی به مشهد رفتم. مرحوم حاج شیخ حسن علی نخودكی را پیدا كردم و گفتم: من سه حاجت مهم دارم،دلم می خواهد هر سه تا را خدا در جوانی به من بدهد،یك چیزی یادم بدهید؟ ایشان فرمودند: چی می­خواهی؟ گفتم:یكی دلم می خواهد در جوانی به حج مشرف شوم، چون حج در جوانی لذت دیگری دارد. فرمودند:نماز اول وقت به جماعت بخوان.گفتم:دومین حاجتم این­است كه دلم می­خواهد یك همسر خوب خدا به من عنایت كند.فرمودند:­نماز اول وقت به جماعت بخوان وحاجت سومم این­است كه خدا یك كسب آبرومندی به من عنایت فرماید.فرمودند:نماز اول وقت به جماعت بخوان.این عملی را كه ایشان فرمودند من شروع كردم و در فاصله سه سال هم به حج مشرف شدم،هم زن مؤمنه و صالحه خدا به من داد و هم كسب با آبرو به من عنایت كرد.[55]
2.برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی: پیامبر اكرم(ص)فرمودند:"بنده ای نیست كه به وقت های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این كه من سه چیز را برای او ضمانت می­كنم:برطرف شدن گرفتاری­ها و ناراحتی­ها،آسایش وخوشی به هنگام مردن و نجات از آتش.[56] 3. ورود به بهشت و دوری از جهنم: امام محمد­باقر(ع)می­فرمایند:هر كس نماز واجب را در حالی كه عارف به حق آن­است در وقتش بخواند،به گونه­ای كه چیزی دیگر را برآن ترجیح ندهد،خداوند برای وی برائت از جهنم می­نویسد كه او را عذاب نكند،وكسی­كه در غیر وقتش به جاآورد درحالی­كه چیزی دیگر را برآن ترجیح دهد،خداوند می­تواند او را ببخشد یا عذابش­كند. [57] 4.در امان بودن از بلاهای آسمانی: قطب­راوندی­گوید:پیامبرخدا(ص)فرمود:هنگامی­كه خداوند از آسمان­آفتی بفرستد،سه گروه از آن،درامان می­مانند: حاملان قرآن،رعایت­كنندگان خورشید یعنی كسانی كه وقت های نماز را محافظت می­كنند و كسانی كه مساجد را آباد می نمایند. [58]
5.خشنودی خداوند: امام­ صادق(ع)می­فرمایند:اول وقت،خشنودی خداست و آخر آن،عفو خداست، ­وعفو نمی­باشد­ مگر از جهت گناه [59]ودرمقابل،تأخیر نماز موجب خشم خداست چرا كه پیامبراكرم (ص) به حضرت علی(ع)فرمودند:" نماز را با وضوی كامل و شاداب در وقتش به جای­آوركه تأخیر انداختن نماز بدون جهت، باعث غضب پروردگار است[60] 6.استجابت دعا و بالا رفتن اعمال: در حدیث است كه به هنگام ظهر درهای آسمان گشوده می شود و درهای بهشت باز می گردد و دعا مستجاب می شود ؛پس خوشا به حال كسی كه درآن هنگام برای او عمل­صالحی بالارود.[61] 7.دوری شیطان و تلقین شهادتین: پیامبر اكرم(ص)فرمودند:"شیطان تازمانی كه مؤمن بر نمازهای پنج گانه در وقت آن محافظت كند، پیوسته از او در هراس­است؛پس چون آنها را ضایع نمود بر وی جرأت پیداكرده و را درگناهان بزرگ می اندازد. [62]                امام صادق(ع) می فرمایند:"ملك الموت در هنگام مردن،شیطان را از محافظ بر نماز دور می­كند و شهادت به یگانگی خدا و نبوت پیامبرش را در آن هنگامه بزرگ به او تلقین می­نماید.[63]                                             
درس 13
اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) به كميل به زياد فرمود: ((كميل ! علم ، بهتر از مال است ؛ زيرا علم و دانش از تو نگاهبانى و پاسدارى كرده و وجودت را در پناه خود قرار ميدهد. ولى در مورد مال ، ناگزيرى كه خود نگاهبان و پاسدار آن باشى . علم و دانش بر تمام شئون زندگى و پديده هاى هستى و اراده ها فرمانروا و حاكم است ، در حاليكه مال و ثروت انسان ، محكوم و دستخوش اراده او مى باشد. صرف مال و انفاق آن ، موجب نقصان و كاهش آن مى گردد در حاليكه انفاق علم يعنى تعليم آن به ديگران ، اندوخته هاى علمى عالم و دانشمند را پربارتر و فزاينده تر مى سازد و كالاى علم طبعا رو به فراوانى مى گذارد)) .
33. مصطفوی،1413،ص220
 36. دشتی،حکمت361
37.مصطفوی،1413،ص241                                                                                       
45. حرعاملی،437
46. سوره بقره آیه 288
47.راوندی،ص114
48. کلینی،ص447
49همان منبع،ص472
50. همان منبع،ص477
51. راوندی،ص36
52. مجلسی،ص122
53.همان منبع،ص254
54. همان منبع،ص85
55. همان منبع،ص337
62.نادعلی صالحی،گنجینه حکمت،ص92
63اصول کافی، باب الدعا للکرب و الهم...،حدیث2،ص559
64. یادگاران کتاب شهید کاوه،کورش علیانی
89. بحار،علامه مجلسى(ره)،ج6،ص127ـ 129.
 
90. الغرر والدرر باب الموت به نقل ازسرالاسرأر على سعادت ج 2 ص 160روايت 11
93. معانی الاخبار،شیخ صدوق.ص289
94. همان منبع،ص 289  
95. همان­منبع ص290  
96. معانی الاخبار،شیخ صدوق.ص288
97.همان منبع،ص 290
98. میزان الحکمه،ج 9،ص235
99. ارشاد شیخ مفید،ص229
100. میزان الحکمه ،ج 9، ص 238.  
101. سوره­ءلقمان،آیه­ء 14.
103. همان،ص 442 و 441.
107.مجمع البیان،ج 6،ص 631..
108. سوره­ءاسراء،آیه­ء 24.
  109المحجه البیضاء، ج 3، ص 438.
123.  سوره­ءقلم،آیه­ء 4.                                                 
124. بحارالانوار ج 71،ص 389.
[35]  البته روشن است که این آثار منوط به عمل به دین است و دینداری شناسنامه ای نمی تواند تغییری در زنندگی افراد ایجاد کند.
[36]  این تعداد در سال 2011 به مرز 5 میلیون دوربین رسید.
[37]  همشهری آنلاین به نقل از جراید انگلیس / کد مطلب 75311
[38]  رقم دقیق این آمار در گزارش  FBI هر 9/30 ثانیه یک مورد قتل است. 
[39]  علاقمندان می توانند ادامه آمار را در سایت رسمی وزارت دادگستری امریکا به آدرس زیر مشاهده کنند:
http://www.justice.gov/usao/az/press_releases/2011/PR_05192011_Take25.html 
 
[40]  ژوئن 2008
[41]  برای اطلاع بیشتر می توانید مراجعه کنید به مقاله تحقیقات جدید درباره رابطه معنویت و سلامتی در خبرگزاری مهر  1/5/1390
[42]  سرانه بهداشت هر ایرانی در همین سال تقریباً 10 هزار تومان بوده است یعنی تقریبا 9 دلار
[43]  خبر گزاری جمهوری اسلامی به نقل از روزنامه واشنگتن پست / کد خبر30686536
[44]  در این نوشتار به چند نمونه از آثار وکارکردهای دین در زندگی انسان اشاره شد. روشن است که بررسی تمام آثار از حوصله و توان این نوشتار خارج است . علاقمندان می توانند برای بررسی بیشتر موضوع به منابع تفصیلی مراجعه کنند.
67. دین شناسی،ابراهیم­زاده ودیگران،1381،ص65                   
68. وسائل­الشیعه،شیخ­حرعاملی،ج17ص32                                            
69. سوره یوسف آیه87
[48] وسائل‏الشيعة ج : 4 ص : 35
[49] بحارالانوار ج 30 ص 673
[50] کافی ج3 ص 268    باب من حافظ علی صلاته او ضیعها ...
[51] برداشت هایی از سیره امام خمینی ره ج 3 ص 51و 52
[52] همان صفحه 55
[53] همان صفحات 56 و 57
113. بحارالانوار،ج82،ص204
114. داستان هایی از نماز اول وقت، ص 121.
115.سفینه البحار،ج 2، ص 42
116. وسائل الشیعه،ج 3،ص 81،ح 23و ص 78، ح 1
117. الصلاة فی الكتاب و السنة، ج 1، ص 329
118. وسائل­الشیعه،ج3،ص 90، ح16
119. سرمایه سخنوران، ص 306
120.سفینه البحار، ج2، ص44
121. وسائل الشیعه، ج 3، ص 81و 9و 86         
122. همان منبع،ص 81و 9و86